از قرآن و روايات هم به طور اجمال استفاده مىشود كه هفت آسمان هست ، ( 1 ) و تفصيل آن روشن نيست و كلمه السّماء به معناى بالا است ، يعنى هفت قسمت بالا كه اينها بالا قرار گرفتند ، و لذا قرآن مىگويد : ( و انزلنا من السّماء ماء طهوراً ) ( 2 ) يعنى ما نازل كرديم از بالا آب پاكى را ، پس در نتيجه به قسمت بالا مىگويند « سماء » حالا سماء چگونه است و از چه مادّه اى است آيا مثل همين مادّه زمين است يا طور ديگر ، نمىتوانيم نظر بدهيم .
« جَعَلَ سُفْلاَهُنَّ مَوْجاً مَكْفُوفاً »
( پايين ترين آسمانها را موج محدود و ثابتى قرار داد . )
اين آسمان به صورت موج به نظر ثابت مىآيد ، يعنى آسمان پايين در چشم ما مثل موج ثابت مىآيد ، « موجاً مكفوفاً » يعنى جلويش گرفته شده ، به صورت موج هست اما محدود است ، طورى نيست كه تا ابد برود ، به صورت يك موجى كه مكفوف است ، يعنى بازداشته شده از اين كه حركت كند و برود تا متلاشى شود .
« وَعُلْيَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً »
( و بالاترين آنها يك سقف محفوظى است . )
حالا سقف مثل همين سقفهاى ما كه هيچ سوراخ نداشته باشد هست ؟ اگر فرضاً كهكشان مانندى هم باشد از پايين به صورت يك سقفى به چشم مىآيد .
( و السّقف المرفوع ) ( 3 ) كه در قرآن دارد ، يعنى سقف بالا كه نمىدانيم به چه شكل است ; علم هم نتوانسته اينها را نفى يا اثبات كند . چيزى را كه علم ثابت كرده
هامش
1 - اين مطلب در بيشتر تفاسير ، كتب روايى و شرحهاى نهج البلاغه آمده است ; و براى نمونه مىتوان به منهاج البراعة ، ج 1 ، ص 402 ; نور الثقلين ، ج 5 ، ص 365 - 366 ; و مجمع البيان ، ج 5 ( 9 - 10 ) ، ص 310 رجوع كرد .
2 - سوره فرقان ، آيه 48
3 - سوره طور ، آيه 5