« تَرُدُّ أَوَّلَهُ اِلَى آخِرِهِ »
( باد اوّل آب را مىبرد تا آخرش . )
يعنى از اين طرف آب را مىزد مىرفت تا آن طرف ، و از آن طرف به اين طرف . اين تعبير با حركت دورانى مناسب است ، كه مثلاً مادّه مذاب شايد حركت دورانى داشته باشد .
« وَسَاجِيَهُ اِلَى مَائِرِهِ »
( و آب ساكن را به طرف متحرّك آن مىبرد . )
« ساجى » اسم فاعل است ، « سجى » به معناى « سكن » است ; و « مائر » اسم فاعل است به معناى متحرّك .
قرآن مىفرمايد : ( و اللّيل اذا سجى ) ( 1 ) سوگند به شب وقتى كه سكون پيدا كرد . حضرت مىفرمايد : آب ساكن را به حركت در مىآورد به طرف متحرّك آن « حتّى عَبّ عبابه » تا اين كه بالاى آب خيلى ارتفاع پيدا مىكرد و آب بالا مىآمد و روى هم قرار مىگرفت و اين مقدّمه بود كه به كف برسد .
« حَتَّى عَبَّ عُبَابُهُ »
( تا اين كه كفها بالا آمد . )
« عَبَّ » به معناى « ارتفع » يعنى تا اين كه بالا آمد ، مراد از « عباب » اين است كه ارتفاع پيدا كرد .
نظريه جديد خلقت زمين ، و مقايسه آن با نهج البلاغه
« وَرَمَى بِالزَّبَدِ رُكَامُهُ »
( و آب متراكم كف انداخت . )
« ركام » يعنى آن كه متراكم است ، منظور اين است كه قسمتى كه روى هم خيلى
هامش
1 - سوره ضحى ، آيه 2