تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
در قرآن هست كه : ( و ارسلنا الرّياح لواقح ) ( 1 ) ما فرستاديم بادها را آبستن كننده . « لَقَحَ » هم به معنى لازم و هم به معنى متعدّى مىآيد ، اگر به معنى لازم باشد يعنى خودش آبستن است ، و اگر معنى متعدّى باشد « لقحه » مىشود يعنى آبستن كرد او را ; بادها خود به باران آبستن اند ; زيرا وقتى كه بادها مىوزند بخارهاى متراكمى را كه از درياها بالا آمده با خود به مناطق ديگرى مىبرند و باعث بارندگى مىشوند ، و از طرفى آبستن كننده هم هستند ، زيرا بادها هستند كه موادّى را كه از گياهها و درختهاى نر به گياهها و درختهاى مادّه بايد برسد منتقل مىكنند ; و اين معنى را در 1400 سال پيش كسى توجّه نداشت و اين از معجزات قرآن است . در اين آيه كه مربوط به رحمت خداست « رياح » به شكل جمع آورده شده‌است . آيه ديگرى هست كه مىفرمايد : ( و هو الّذى يرسل الرّياح بشراً بين يدى رحمته ) ( 2 ) خدايى كه مىفرستد بادها را در حالتى كه بشارت دهنده هستند در آستانه رحمت حق ; يعنى وقتى كه رحمت حق مىخواهد بيايد باد است كه بشارت آن را مىدهد . پس در اين آيه نيز چون بادهاى رحمت منظور بود « رياح » كه جمع است به كار رفته است . اما وقتى كه مسأله هلاكت و باد عذاب مورد نظر باشد مفرد آن به كار مىرود . قرآن مىفرمايد : ( ريح فيها عذاب اليم ) ( 3 ) بادى كه در آن عذاب اليم است ; يا راجع به قوم عاد مىگويد : ( و امّا عاد فاهلكوا بريح صرصر عاتية ) ( 4 ) قوم عاد با باد تندى كه بر آنها طغيان داشت نابود شدند . علّت اين كه در مورد رحمت « رياح » و در مورد عذاب « ريح » به كار برده مىشود
هامش
1 - سوره حجر ، آيه 22 2 - سوره اعراف ، آيه 57 3 - سوره احقاف ، آيه 24 4 - سوره الحاقة ، آيه 6
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 114 | الشيخ المنتظري