تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
و اگر نتوانيم ستاره‌اى بيابيم كه پيوسته بر بالاى افق پديدار باشد ، جايگاه ما بر خطّ استوا است ، و نشانهء آن است برآمدن ستاره‌اى كه از سمت الرّأس مىگذرد از طرف راست و فرورفتن آن در طرف چپ كه اين دو نقطهء برآمدن و فرورفتن در حقيقت بر روى يك قطر واقع مىشود . پس اگر ستارهء رصد شده از آن‌گونه باشد كه مدارش افق را ببرد ، يعنى از سوى خاور برآمدنى داشته باشد و در سوى خاور فرورفتنى ، چنان كه دانستيم جايگاه بيننده را مىتوانيم مركز كلّ [ يعنى مركز عالم ] بگيريم كه همان نقطهء
e
است ؛
BG
خطّ نصف النّهار است و
ABD
مدار ستاره كه فصل مشترك آن با سطح افق خطّ
AGD
[ شكل 3 ] است . اينك سه ميلهء
eK
و
eL
و
LM
را به درازاهاى يكسان از هرمادّه كه خواسته باشيم فراهم مىآوريم ، و به رصد كردن ستاره در سه زمان مختلف مىپردازيم ، كه هرچه فاصلهء ميان آنها بيشتر باشد نتيجه درستتر به‌دست مىآيد . چنان گيريم كه جاهاى ستاره بر مدارش در اين سه زمان
Z
و
H
و
T
بوده باشد . سرهاى سه ميله را در نقطهء
e
با نرماده‌هايى « 1 » استوار مىكنيم و هريك از آنها را براى رصد كردن ستاره در يكى از سه زمان به كار مىبريم ، خواه بدان باشد كه چشم را بر سر ميله قرار دهيم و در راستاى آن ستاره را رصد كنيم ، يا بر دو سر ميله ، چنان كه مرسوم است ، دو صفحهء سوراخدار ( هدفه ) عمود بر ميله استوار كنيم و در راستاى دو سوراخ ستاره را در رصد آوريم . و چون چنين كنيم ،
eK
با
KZ
و
eL
با
LH
و
eM
با
MT
در يك راستا مىايستد و سه ميله بر سطح مخروطى قرار مىگيرد كه رأس آن مركز كل و قاعده‌اش محيط مدار روزانهء ستاره است . و چون درازاهاى ميله‌ها با يكديگر برابر است ، رأسهاى اين ميله‌ها يعنى
K
و
L
و
M
بر محيط دايره‌اى موازى با مدار
ABD
واقع مىشود . سپس با نخى نازك و استوار
K
را به
L
[ و نيز
L
را به
M
و
M
را به
K
] مىپيونديم ، و آنگاه خطكش را بر راستاى
هامش
( 1 ) - در اصل عربى به صورت نرماذج معرب نرماده است و ظاهرا چيزى شبيه پيچ و مهره براى محكم كردن بوده است .