و اگر بر معدّل النّهار باشد ،
LY
كه دانسته است همان
YB
خواهد بود ؛ و چون بر
YB
ربع [ دايرهء ]
DB
را بيفزاييم ، اختلاف طول
DY
ميان دو شهر بهدست مىآيد .
و اين بود دوازده وضع كه به علّت تقارن به شش وضع درآمد . بنابراين [ با در نظر گرفتن اوضاعى كه پيشتر از آنها ياد شد ] ، از بيست و هشت صورت ، ده صورت باقى مىماند كه هشت صورت از آنها متقارن است و دوتا ساده ، و بدين جهت وضعهاى اين نوع شش مىشود : اوّل آنكه زمان ثبت شدهء [ براى كسوف ] در هرشهر زمان گذشتهء از آغاز شب باشد ، كه متقارن آن است اينكه در هردو شهر زمان ماندهء به پايان شب باشد ؛ دوم آنكه كسوف در هردو شهر بر افق شرقى در آغاز شب حاصل شود ، و قرينهء آن است كسوفى كه در هردو شهر در پايان شب بر افق غربى اتّفاق افتد ؛ سوم آنكه در يك شهر كسوف بر افق شرقى واقع شود و در شهر ديگر مدّتى از آغاز شب گذشته باشد ، و قرينهء آن است كسوفى كه در يك شهر بر افق غربى واقع شود و در شهر ديگر مدّتى به پايان شب مانده باشد ؛ چهارم آنكه زمان در يك شهر با مقدار گذشتهء از آغاز شب حساب شود و كسوف در شهر ديگر بر افق غربى صورت گيرد ، و قرينهء آن است كسوفى كه در يك شهر بر افق شرقى صورت گيرد و زمان آن در ديگرى مدّتى به پايان شب مانده باشد ؛ پنجم آنكه زمان در يك شهر با آنچه از آغاز شب گذشته حساب شود ، و در ديگرى با آنچه به پايان شب مانده است ؛ ششم آنكه كسوف در يك شهر بر افق شرقى باشد و در شهر ديگر بر افق غربى . و اين بود شش وضع .
در وضع اوّل : فرض كنيم [ شكل 40 ]
MO
قسمتى از افق
H
باشد ، و
KZM
مدار كسوف . چون
TZL
و
TMF
را رسم كنيم ، اندازهء زمان گذشتهء از آغاز شب در شهر
H
، قوس
LF
مشابه
ZM
است ، و در شهر
e
قوس
SF
مشابه
KM
. و براى آنكه شكل ، از بسيارى قوسها درهم نشود ، براى [ مدار ] جنوبى از هريك از صورتها تصويرى جداگانه رسم مىكنيم .
BL
تعديل روز كسوف است در شهر
e
، و
OF
تعديل روز كسوف در شهر
H
، كه اگر عرضهاى
De
و
YH
با يكديگر برابر باشند ، اين دو