محسوس بهتر مىتواند به تصوّر آنچه معقول است راه يابد .
فرض كنيم ، در حالت اوّل ،
ABGD
دايرهء نصف النّهار [ شكل 28 ] ، و
AeG
نيمهء معدّل النّهار ، و
AT
عرض شهر با افق
BeD
، و
AK
عرض شهرى شماليتر از
T
باشد كه افق آن
ZeH
است . چون
LMS
يكى از مداراتى باشد كه ميل شمالى دارد ، آشكار است كه برآمدن خورشيد در آن از افق
ZeH
بر نقطهء
S
، به اندازهء
SM
پيش از برآمدن خورشيد از نقطهء
M
بر افق
BeD
خواهد بود ، و اين
SM
فاصلهء دو نصف - النّهار دو شهر بر اين مدار [ يعنى
LMS
] است .
[ شكل 28 ] حال مدار جنوبى
FOC
را كه در جنوب معدّل النّهار است در نظر مىگيريم .
آشكار است كه ، بر خلاف آنچه در مدار شمالى گفتيم ، برآمدن خورشيد در آن در افق
ZeH
بر نقطهء
O
پس از برآمدن از نقطهء
C
در افق
BeD
خواهد بود ، و
OC
فاصلهء ميان دو نصف النّهار دو شهر بر اين مدار است . ولى طلوع در معدّل النّهار بر نقطهء
e
است كه مشترك ميان هردو افق است و بنابراين برآمدن خورشيد در يك زمان واقع