به جيب زاويهء قائمه
DHZ
؛ چون
HZ
را كه نصف مجموع دو محفوظ است در جيب كلّى ضرب كنيم ، 520 857 3 ثانيه حاصل مىشود كه از تقسيم آن بر جيب زاويهء
ZDH
، ؟ ؟ 55 ؟ 25 ؟ 18 بهدست مىآيد كه اندازهء
ZD
است و مربّع آن 025 986 402 4 رابعه مىشود . و چون مربّع
DZ
برابر است با مجموع مربّع
DB
و حاصل ضرب
ZB
در
Be
، دو محفوظ را در يكديگر ضرب مىكنيم كه حاصل آن مىشود 650 258 520 2 رابعه ، و با كاستن اين حاصل از مربّع سابق 375 727 882 1 رابعه مىماند كه جذر آن 390 34 ثانيه همان
BD
است . نسبت نصف
eD
، يعنى
BF
، به
DO
كه نصف قطر دايره است ، همچون نسبت
DF
است بنابر آنكه جيب نصف مسير خورشيد باشد ، به
DO
بنابر آنكه جيب كلّى باشد . چون
DF
را در جيب كلّى ضرب كنيم 700 301 1 ثانيه بهدست مىآيد ، و از قسمت كردن اين مقدار بر جيب نصف مسير خورشيد ، يعنى ؟ ؟ 59 ؟ 9 ؟ 15 ، اندازهء
DO
كه نصف قطر دايره است ، ؟ ؟ 28 ؟ 50 ؟ 23 بيرون مىآيد كه قوس آن ، يعنى ؟ ؟ 46 ؟ 24 ؟ 23 ميل اعظم است و اندازهء آن نزديك به اندازهاى است كه از راه اوّل بهدست آمد .
و در آنچه ياد كردم ، از يافتن عرضهاى شهرها و ميل اعظم و ميل جزئى و چيزهاى وابستهء به آنها ، از ارتفاعات نيمروزى و ارتفاعات با سمت و گشادگى مشرقها و قوسهاى روز از روى يكديگر ، همين اندازه براى آنچه خواست من بود بسنده است . اكنون كار عرض به پايان رسيده و آنچه مانده است كار طول است .