عرض بلد باشد ، همچون
BH
، تفاضل ميان آن دو ، يعنى
ZH
، ميل جنوبى خورشيد است ؛ و اگر [ ارتفاع ] بيشتر از متمّم عرض بلد باشد ، همچون
BT
يا
AB
، تفاضل ميان آن دو ، يعنى
TZ
يا
AZ
، ميل شمالى [ خورشيد ] است ؛ و اگر ارتفاع از سوى شمال باشد ، همچون
DK
، افزودهء عرض بلد
AZ
بر متمّم ارتفاع
AK
يعنى
ZK
، ميل [ خورشيد ] است .
مثال آن : در سراى فرماندارى ( دارالاماره ) جرجانيّه ، ارتفاع نيمروزى خورشيد را روز دوشنبهء يازدهم ماه ربيع الآخر سالى چهارصد و هفت هجرى مطابق با آبان روز ( دهم ) از مهرماه سال سيصد و هشتاد و پنج يزدگردى و روز هفدهم از ماه ايلول سال هزار و سيصد و بيست و هفت اسكندرى ، اندازه گرفتم و آن را ؟ 44 ؟ 47 يافتم ؛ چون اندازهء آن از متمّم عرض جرجانيّه كه ؟ 43 ؟ 47 است بيشتر بود ، از تفاضل ميان آن دو كه ؟ 1 ؟ 0 است ميل شمالى خورشيد بهدست آمد ؛ و اعتدال خريفى يك ساعت تمام بعد از نيمروز واقع شد . و من اين رصد را ، در كتاب التّطريق الى تحقيق حركة الشّمس ، براى شناساندن حركت خورشيد ميانه اساس قرار دادم .
و اگر عرض بلد و ميل خورشيد هردو دانسته باشد ، و بخواهيم ارتفاع نصف النّهارى را پيدا كنيم ، ميل جنوبى را از متمّم عرض بلد مىكاهيم ، يا ميل شمالى را بر آن مىافزاييم ، تا ارتفاع نصف النّهارى از سوى جنوب بهدست آيد ؛ مگر اينكه حاصل عمل [ كاهش يا افزايش ] بيش از چهاريك [ دايره ] باشد ، همچون
BAK
، كه در اين صورت اين حاصل را از صد و هشتاد درجه كه نصف دايره يعنى
BAD
است مىكاهيم و بازماندهء
DK
ارتفاع نصف النّهارى از سوى شمال را بهدست مىدهد .
و اگر ارتفاع رصد شده بر دايرهء بىسمت باشد و بخواهيم عرض بلد را بهدست بياوريم ، از شكلى كه پيشتر آوردم ، آنچه را كه مورد نياز است با همان حروف [ در شكل ديگر ] مىآوريم .
فرض كنيم
LO
جيب ارتفاع رصد شدهء بر
eB
يعنى خطّ اعتدال باشد [ شكل 18 ] ؛ عمود
OK
را بر
LF
فرود مىآوريم كه برابر با جيب ميل خورشيد مىشود ؛