اكنون فرض كنيم كه رصد در خطّ استوا انجام شده باشد . در اين صورت [ شكل 16 ]
A
در نيمه راه ميان
B
و
G
مىافتد و
AB
متمّم ارتفاع منقلب صيفى ، و
AG
متمّم ارتفاع منقلب شتوى ، و افزودهء آنها دو برابر ميل اعظم خواهد بود . و چون رصد از محلّ آن به مركز تحويل شود ، دو برابر ميل با زاويهء
BHG
نمايش داده مىشود كه از زاويهء
BHG
به اندازهء افزودهء دو زاويهء
B
و
G
كوچكتر است . پس رصدكننده در هرجا كه باشد ، نتيجه يكى است و گفتهء آن گوينده هيچ حاصلى ندارد .
[ شكل 16 ] و همهء آنچه گفتيم گواهيهايى است كه به استوار كردن اين امر مدد مىرساند كه اندازهء ميل اعظم بيست و سه درجه و ثلث درجه و ربع درجه است ، و اينكه در بعضى از رصدها اندكى كاستى يا فزونى ديده مىشود ، برخاستهء از افزار رصد است ، بويژه آن كاستى كه ابو محمود يافت ، و آن فزونى كه نظيف از آن در رصد ابو سهل حكايت كرد ، كه هردو را ناگزير بايد از افزارها دانست ، چه ما خردههاى درجات ميل را ، در سال رصد خجندى ، نه كمتر ار ثلث و ربع يافتيم و نه بيشتر از آن .
و ما آنچه را كه ذكرش پيش از اين گذشت ، در جداولى « 1 » مىنگاريم تا با مكرّر شدن ذكر آنها از تصحيف در نسخهها بر كنار بماند ، و ديگر براى آنكه همه در يكجا گرد شده باشد و چشم يكباره همهء آنها را ببيند .
و بايسته است كه تفاضل دو بزرگترين ارتفاع در دو شهر با تفاضل عرض آن
هامش
( 1 ) - چنين جداولى در نسخه نيست ، شايد مقصود چند صفحهء آخر كتاب باشد كه ذكر رصدها در آنها آمده است .