واسطى - قدس الله روحه - در معنى آيت گفته است كه : فهم مواعظ قرآن ، خاص است نه عام ، يعنى دلى بود ، كه مردهء غفلت و زلّت باشد ، حق تعالى ، به آب عنايت و لطف ، وى را زنده گرداند ، چنان كه در قرآن خبر داد كه :
« أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ »
« * » عقول و فاهم قرآن ، اين چنين دلى باشد . و هم او گفته است : « المشاهدة تذهل و الحجبة تفهم » ، يعنى مشاهده سالك را مشغول كند . و حجاب ، وى را دريابنده گرداند . و ببايد دانست كه : نشان فهم ، خشوع و خضوع است ، كما قال رسول اللّه - صلّى الله عليه و سلّم - : « اذا تجلّى اللّه لشىء خشع له » « * * » .
شيخ - رضى الله عنه - گفت : اين بيان كه واسطى كرده است ، درست است ، در حق ارباب تلوين ، امّا آيت حكم مىكند مر اصحاب تمكين را . بخلاف بيان واسطى ، كه ايشان ، ميان مشاهده و فهم ، جمع كرده باشند . و ايشان هر يك را محلّى هست : گوش ، كه محلّ مكالمه است ، موضع فهم است ، و چشم دل ، محلّ مشاهده و هر يك در جاى خود حكمى و فايدتى دارند ، جمعى كه در سكر حال باشند سمع دلشان در بصر غايب شود . و اين از ضعف حال باشد ، امّا اصحاب تمكين ، كه از خودى خود منسلخ شده باشند ، و بر ممرّ فنا گذر كرده ، و به مقام بقا رسيده ، قواى حقيقى ايشان جمله بر كار باشد . و هر يك حظّ و نصيب خود ، از محبوب لميزل مىيابند . قوّت سامعه ، حظّ مكالمه مىيابد . و قوّت باصره ، حظّ مشاهده . و ورد وقتش اين باشد : شعر
اى شادىِ آن نفس كه جان زد با تو * يك داو ، دلم بر دو جهان زد با تو
روزى كه مرا دست به وصل تو رسد * هى هى كه چه عيشها توان زد با تو
ابن سمعون - قدس الله روحه - گفته است در معنى آيت كه : آداب خدمت و آداب دل سه چيز است : اوّل آنكه از وى دفع شهوات كند ، كه چون قطع لذّات و شهوات كرد از بندگى شهوات آزادى يافت و به لذّت عبادت و حلاوت تلاوت رسيد ، و دوّم آنكه بعد از تعلّم و آموختن به استعمال آن مشغول شود ، و سوم آنكه چون اندرون دل وى ممتلى باشد از فضل بذل حق تعالى به شكر آن قيام نمايد ، چون بدين هر سه آداب آراسته و پيراسته شد ، به كلّى آداب و فضائل دل رسيد .
محمّد بن على - قدس الله روحه - گفته است : مرگ دل از شهوات مىخيزد ، هر آن وقت كه دفع شهوتى بكند از حيات نصيبى بيابد .
و ببايد دانست كه شنودن مخصوص است به زندگان چنان كه حق تعالى مىفرمايد :
« إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى »
« * * * » سهل عبد اللّه تسترى - قدس اللّه روحه - گفته است : دل چون از پرده بيرون آمد و صفا يافت خطرات خواطر مذمومه ، او را تاريك كند . و اندكى خاطر معصيت بر وى اثرى
هامش
( * ) انعام / 6 : 122 .
( * * ) معجم المفهرس ج 1 ص 31 به صورت : « اذا بدأ . . .
( * * * ) نمل / 27 : 80 .