شخصيت خاص ائمّه [ عليهم السّلام ]
صفّار 2 باب مشتمل بر 24 حديث ( ص 14 - 20 ، 390 - 392 ) دربارهء خلقت ائمّه [ عليهم السّلام ] و پيروانشان از درجات گوناگون « علّيّون » ، كه در آيات 18 - 21 سورهء مطفّفين 73 قرآن به آن اشاره شده ، و خلقت دشمنانشان از « سجّين » ، كه در آيات 7 - 9 سورهء مطفّفين 74 به آن اشاره شده ، آورده است .
در مقابل ، كلينى 11 روايت در بابى متناظر در كتاب « الحجة » در جلد اول اصول كافى ( ص 389 - 390 ) و در باب اول از جلد دوم اصول كافى ( ج 2 ، ص 2 - 6 ) 75 آورده كه مطمئنا متضمّن اين معنا هستند كه پيروان ائمّه [ عليهم السّلام ] از همان سرشت ائمّه [ عليهم السّلام ] خلق شدهاند . تنها 3 فقره از اين روايات ، كه همگى در كتاب « الحجة » هستند ، در بصائر آمده بودند . ( ص 389 ، ح 2 ؛ 76 صفّار ، ص 20 ، ح 3 ؛ ص 389 ، ح 3 ؛ صفّار ، ص 446 ، ح 2 ؛ ص 390 ، ح 4 ؛ صفّار ، ص 15 ، ح 3 ) دومين روايت از اين روايات ، هم از على بن ابراهيم و پس از وى از طريق همان اسناد موجود در بصائر ، و هم از محمّد بن يحيى اشعرى از سلمة بن خطّاب نقل شده است . ( ص 389 ، ح 3 ؛ صفّار ، ص 446 - 447 ، ح 2 ) آخرين فقره از اين 3 روايت ، كه در بصائر از احمد بن محمّد نقل شده ، در كافى از عدهء مرتبط با احمد بن محمّد بن خالد برقى از طريق ابو حمزه ثمالى نقل شده و برقى در محاسن ، آن را از پدرش از طريق ابو حمزه نقل كرده است . ( ص 132 ، ح 5 )
از روايات موجود در جلد دوم اصول كافى ، على بن ابراهيم و محمّد بن يحيى هر كدام 2 روايت نقل كردهاند كه يكى از آنها از طريق ابو حمزه ثمالى است ( ج 2 ، ص 4 ، ح 4 ) ، و عدهاى از اهالى رى ، كه با سهل بن زياد مرتبط بودهاند ، يك روايت از سهل نقل كردهاند . ( ج 2 ، ص 4 ، ح 5 ) على بن محمّد يك روايت را از طريق حسين بن يزيد نوفلى نقل كرده است . ( ص 5 ، ح 7 ) اولين فقره از اين 7 روايت در بصائر ، و