زمان مقدسى تنها كراميان چنان خانقاههايى را به ميزان بسيار زياد نگهدارى مىكردند . زندگانى اشتراكى در اين خانقاهها از براى پيروان سختكوش جنبش مىبايست عادى بوده باشد . اين وضعيت شايد به زمان بنيانگذار كيش كرامى بازمىگردد ، و از مدرسه او در هرات نام برده شده است « 1 » آوردهاند كه در كوههاى لبنان نزديك 4000 تن از پيروانش در صومعههايى مىزيستند « 2 » . گويا اين نامهاى گونهگون در اينجا در اساس به نهادى واحد اطلاق مىشده است . درباره مقرراتى كه در اين خانقاهها به كار مىرفته جزئياتى در دست نيست . كراميان كه با بهرهگيرى از پايمردى و اوقاف جامعههاى بزرگتر زندگانى مىكردند ، به ساكنان اين خانقاهها اجازه مىدادند كه بنا به دستور ابن كرام از كار از براى امرار معاش خوددارى نموده زندگانى را وقف عبادت خداوند و فراخواندن ديگران به حقيقت نمايند . با توجه به علايق كلامى و فقهى نهضت ، اين محلها در برآوردن نيازهاى آموزشى نيز به كار مىآمدهاند . در آن زمان هنوز تمايزى نهادى در ميان خانقاه و مدرسه وجود نداشته است . شبكه خانقاهها رفت و آمد و دادوستد روحانى را آسان مىكرده و حفظ پيوندهاى نزديك در ميان جامعههاى پراگنده كرامى را ميسر مىساخته است .
كراميان با اينكه رهبرى يگانهاى نداشتند به گونهء جنبشى واحد باقى ماندند .
انشعابهاى كراميان كه فرقهشناسان از آنها سخن گفتهاند از نوع فرقه نبودند بلكه مكتبها و جريانهايى بودند كه يكديگر را تحمل مىكردند .
با از ميان رفتن كراميه در سده ششم / دوازدهم ، تصوف به گونه نهضتى تودهاى و عامهپسند درآمد . تصوف ايرانى در اين زمان پيوندهاى نزديك با مذهبهاى شافعى و اشعرى داشت . ابن منور زندگينامه نويس ابو سعيد ابى الخير
هامش
- آن به صوفيان وجود داشته نگ «Remarques»Chabbi، ص 44 .
( 1 ) .Van Essص 31 .
( 2 ) . همان ، احتمال مىرود كه « صوامع » در اينجا به معنى دير و صومعههاست نه غرفهها و حجرهها ، و گرنه از براى رهگذرى كه از آن ناحيه مىگذشته دشوار مىبوده كه بتواند با بيش از 4000 تن از پيروان ابن كرام ديدار كند .