بنابراين بطى يزدانى تنها يك نسل پيش از مزدك و در همان سرزمينى كه همگان آن را زادگاه مزدك مىدانند مىزيسته است . طبرى شهرى را زادگاه مزدك مىداند كه كريستنسن آن را با مادهرايا « 1 » در جنوب بابل يكى مىداند « 2 » . بنابراين بىگمان مزدك دستكم با آموزشهاى بطى آشنايى داشته است . از اينرو آ - كليما « 3 » به گونهاى گذرا از امكان تأثير عرفان كنثائى بر مزدك سخن گفته است . تا روزگاران اخير گزارش باركنايى تنها منبع دربارهء اين فرقه بود ، و وجود كنتائيان نيز در معرض پرسش قرار گرفته بود . ه . ه شائيدر « 4 » در مقالهاى ويژه نام سريانى كنتايى را شكل تحريف شده كوثايى « 5 » دانسته كه نام زشتى بوده كه يهوديان به سمريتانان « 6 » دادهاند و به غلط مؤلفان كتابهاى فرق مسيحى به ماندائيان اطلاق كردهاند . شائيدر گزارش باركنايى را درباره تاريخ كنتايى به يكباره ساخته و پرداخته مؤلفان كتابهاى ملل و نحل مسيحى سريانى دانسته است « 7 » .
وجود فرقه كنتايى و پايدار ماندنش را دستكم تا آغاز دوران عباسيان اينك مأخذهاى تازى اسلامى تأييد مىكنند « 8 » . ياد كرد اين مأخذها از اين فرقه از ديرباز از نظرها دور مانده زيرا در مأخذهاى چاپ شده تازى از اين فرقه با نامهاى كينانيّه يا كينانيه و در گزارش شهرستانى كينويّه يا كينويّه ياد شده است . اين تحريف نام مىتواند به آسانى در خط تازى رخ دهد ، زيرا كه تنها همين بس كه جاى چند نقطه كه بارها در خط كهن تازى حذف مىشده تغيير كند .
گويا مؤلفان كتابهاى فرق متأخر تازى و به ويژه شهرستانى نام درست را نمىدانسته آن را به گونه تحريف شده مىخواندند . يكى بودن فرقهاى كه نويسندگان مسلمان ذكر كردهاند با فرقه كنتائى كه فرقهشناسان مسيحى توصيف
هامش
( 1 ) .Madharaya ,م .
( 2 ) . كريستنسن ص 100 .
( 3 ) .Klimaصص 185 - 159 .
( 4 ) .H . H Schaeder ,م .
( 5 ) .Kuthaye ,م .
( 6 ) .Samaritans ,م .
( 7 ) .H . H . Schaeder » Die Kantaer « in wo Iصص 298 - 288
( 8 ) . ابو عيسى ورّاق ص 224 - 221 .