1 - كريستنسن كه از سال 1925 رسالهء اساسى خود را دربارهء مزدكىگرى نشر داد ، معتقد بود كه ويژگى اصلى اين مذهب از آيين مانى سرچشمه گرفته است « 1 » .
پژوهشهاى نوتر بيشتر بر اين باورند كه هر چند مزدكىگرى بىگمان از كيش مانوى اثر پذيرفت ، ولى آن جنبشى اصلاحخواهانه از كيش زرتشت بوده است « 2 » . مزدكيان مىگفتند پيش از آن كه كيشى نو را عرضه كنند ، نمايندهء كيش راستين زرتشتند . با اين كه آنان نقّادانه به كيش رايج مزدكى مىنگريستند ولى از براى از ميان بردن ساخت بنيادين دستگاه دينى زرتشتيان يا رها كردن آن كوششى ننمودند . بنابراين مىتوان شريعت مزدكيان را در قياس با دستگاه دينى رسمى
High Church
« 3 » زرتشتيان كه نمايشگر آرمانهاى محافظهكارانه طبقه اشراف بود . شريعتى از نوع دستگاه دينى عوام ( عاميانه )
Low Church
خواند كه نمايشگر احساسهاى اجتماعى - مذهبى عامه مردم بوده ، دليلهاى موجود كه به نفع اين نظريه ارائه شده قوى است . و با آگاهىهايى كه دربارهء ويژگى خرميان در دوران اسلام در دست است همداستان است . خرميان نماينده احساسهاى ملى ايرانيان و در پى بىآن بودند تا به رغم گرايشهاى مذهبى عامگرايى مانويان ، فرمانروايى مستقل ايرانيان را دوباره برپا سازند .
اما مزدكىگرى نخستين به ظاهر بيش از دستگاه دينى رسمى زرتشتيان پذيراى نفوذهاى بيگانه بود . ريشههاى بنيادين آن را شايد بتوان به امكان تأثير
هامش
( 1 ) .A . Christensen , Le Regne du roi KawadhI et Le Communisme Mazdakiteصص 98 به بعد
( 2 ) .O Klima Mazdak : Geschichte einer sozialen Bewegung im Sassanidischen Persien . pp 204 ff : Yarshater . pp 995 - 998 .( 3 ) . استاد دكتر احسان يار شاطر در پاسخنامهاى به مترجم دربارهء اصطلاحهاىHigh ChurchوLow Churchمىنويسند : معادل فارسى البته ندارد درH . CH . .بيشتر توجه به محتواى اناجيل است و ايمان به مسيح ، درLow Churchآداب و مراسم مذهبى و وظايف و دخالت كشيشها اعتبار مخصوص دارد .
هر دو مربوط به كليساى انگلستان است . در مورد زرتشتيان شايد بايد گفت مذهب رسمى و مذهب مردمى ( هر چند هيچ يك پرمطلوب نيست ) غرض در حقيقت شريعتى طريقتى است و شايد بتوان اين دو اصطلاح را به كار برد . » . م .