تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرقه هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
جانشينى على هادى ( ع ) هنگامى كه خيرانى ايرانى او را جانشين جواد خواند ، خوددارى نمود اگر چه وى به طور محرمانه از اين انتصاب خبردار شده بود . با خيرانى به مبارزه پرداخت و خستو شد كه از آن انتصاب خبر داشته و افزود كه اى كاشكى افتخار اعلام جانشينى نصيب مردى تازى مىشد نه ايرانى « 1 » . در طى سده چهارم / دهم با پيدايى مكتب كلام امامى در بغداد كه از كلام عقلانى و روش‌شناسى فقهى در برابر پيوستگى بىچون و چرا به حديث جانبدارى مىكرد ، مكتب قم به افول گراييد « 2 » . شيخ مفيد ( م ، 413 / 1022 ) نخستين رهبر آن مكتب آشكارا با ابن بابويه صدوق سخنگوى اصلى مكتب قم و معلم خود به مخالفت برخاست و كتابى در تصحيح پايگاههاى او نوشت . در آن كتاب وى عالمان قم را حشويه شيعه ( نامگذارىيى اهانت‌آميز از محدثان سنى ) خواند و ادعاى ايشان را كه حافظان شيعه دوازده امامىاند نادرست دانست . شاگرد و جانشين او شريف مرتضى علم الهدى ( م 436 / 1044 ) عقل‌گرايى را گامى به پيش رانده همانند معتزليان اصرار مىورزيد كه خرد ( عقل ) به تنهايى و بىيارى وحى بايد بنيادهاى دين را كشف كند . او بيش از شيخ مفيد به دانشمندان قم حمله مىكرد . و جز ابن بابويه بقيه آن‌ها را جبرى و مشبهى يا كسانى كه از براى خدا جنبه انسانى قائل مىشوند مىدانست بىآنكه به شماردن نظريه‌هاى الحادى آنها پردازد بنابراين آنها به عنوان راويان حديث به همان اندازه همتايان سنى مذهب خود درخور قبول نبودند . كتابهايشان به راستى پر بود از حديث‌هاى برساخته . مرتضى كتاب كافى كلينى را هم كه موثق‌ترين مجموعه حديث شيعه دوازده امامى شمرده مىشود از اين داورى ويرانگر معاف نساخت . از براى اينكه از استناد به حديث‌هاى در خور اعتراض محدثان شيعه امامى احتراز نمايد مرتضى پيشنهاد كرد كه فقه امامى بر بنيان اجماع پايه‌گذارى شود . به ظاهر نتيجه‌اى قانع‌كننده از اين
هامش
( 1 ) . كلينى ، الاصول من الكافى ، به كوشش على اكبر غفارى يكم ، ص 324 . ( 2 ) . نگImamism and Mutazilite Theologyصص 21 به بعد .