قم بازگردد و از او پوزش نيز خواست . چون برقى در سال 274 / 887 يا 280 / 893 در گذشت او با سر و پاى برهنه در مراسم تشييع جنازه وى شركت كرد « 1 » .
بدينسان شهر قم در سده سوم / نهم كانون اصلى حديث امامى گشت . در همين شهر قم حديثهاى روايت شده از امامان كه نخستين بار در كوفه و جاهاى ديگر رواج يافته بود در معرض گزينش و گردآورى قرار گرفت . بررسى سلسله سندها در مجموعههاى تدوين يافته حديثهاى شيعيان دوازده امامى به تمامى مؤيد اين ادعا خواهد بود « 2 » . در معروفترين آنها يعنى كتاب كافى كلينى ، بيش از هشتاد درصد حديثهايى كه نقل شده از محدثان شهر قم روايت شده است . چنانچه حديثهاى منقول از عالمان شهر زادبوم كلينى يا شهر رى كه با محدثان شهر قم در تماس نزديك بودند ، نيز افزوده نشود ، اين نسبت به روشنى به بيش از نود درصد مىرسد . ابن بابويه صدوق كه خود از نمايندگان اصلى مكتب قم بود در كتاب من لا يحضره الفقيه خود كمابيش ، تنها از محدثان شهر زادبوم خود حديث نقل كرده است .
بنابراين كمك شهر قم به پيشرفت كيش شيعه دوازده امامى هم از لحاظ پناهگاه و كانون اصلى علم حديث امامى و هم از لحاظ پيوند سرسختانهاش با سلسله امامان دوازدهگانه بس زياد بود . بىاين نقشها شايد كيش شيعه دوازده امامى هرگز به گونه مهمترين نوع تشيع در نمىآمد . بايد يادآور شد كه در اين دوران تازيان به ويژه اشعريان بر قم و دانش امامى آن چيرگى داشتند . اكثريت درخور توجه محدثان شهر قم ، به ويژه مهمترين آنان - به عكس محدثان امامى شهر كوفه كه بيشترشان از موالى بودند - از تازيان بودند . احمد پسر محمدپور عيسى اشعرى رئيس شهر و عالمان قم مردى تازى سر پر ز باد بود و كتابى در فضيلتهاى تازيان ( كتاب فضايل العرب ) نوشت « 3 » . پس از مرگ امام محمد جواد ( ع ) در سال 220 / 825 او نخست از تأييد
هامش
( 1 ) . ابن مطهر حلى « رجال العلامه الحلى ، به كوشش محمد صادق آل بحر العلوم 14 - 15 » .
( 2 ) . نگ «The Sources of Ism ili Lawص 31 .
( 3 ) . نجاشى ص 64 .