160 / 777 يا 162 / 779 در تاهرت به امامت برگزيده شد . سلسلهاى كه به دست او بنيان گرفت تا سال 296 / 909 دوام يافت « 1 » .
شورش خليفه اباضى عبد الله پسر يحيى طالب الحق در عربستان در حوالى پايان دوران سلطه امويان از پشتيبانى پرشور يك تن ايرانى نحوى ، قارى قرآن و شاعر به نام عبد العزيز بشكست « 2 » در مدينه برخوردار شد . بشكست كه عقيدههاى خارجى خود را پنهان كرده بود در مدينه صرف و نحو تازى درس مىداد . هنگامى كه ابو حمزه ازدى مدينه را به نام خليفه اباضى در سال 130 / 747 گرفت ، وى با شور تمام از او پشتيبانى نمود . پس از شكست ابو حمزه در جنگ با لشكريان اموى او به دست مردم مدينه كشته شد « 3 » .
ابو عبيده همچنين حملة العلم را به خراسان فرستاد . گويند نخستين داعى اباضى در آنجا هلال پسر عطيّه خراسانى بوده است « 4 » . در زمان جانشينى ابو عبيده ، يعنى ربيع پسر حبيب ، نزديك نيمه سده دوم / هشتم ، هاشم پسر عبد الله از خراسان به بصره آمد و پس از بازگشت به خراسان عقيدههاى ربيع را از براى اباضيان خراسان به ارمغان آورد . او را دانشمندى در فقه و مفتى پرهيزگارترين مردم خواندهاند « 5 » . فقيهان ديگر اباضى كه در آن روزگار در خراسان به كار تدريس سرگرم بودند عبارتند از حاتم پسر منصور و ابو سعيد عبد الله پسر عبد العزيز « 6 » . اين هر دو
هامش
( 1 ) . رستميان مدعى بودند كه از تبار پادشاهان ايرانند نگJ . C . Wilkinson » The Early Development of the Ib di movement in Basra «ص 130 و پانوشت 16 .
( 2 ) .Bishkast ,م .
( 3 ) . ابو الفرج اصفهانى ، اغانى ، يكم ، ص 114 ؛ بيستم صص 108 - 110 ابن قفطى انباه الروات ، دوم ص 183 ؛ ولهازنOpposition sparteienصص 54 - 55 .
( 4 ) .Lewicki« اباضيه »
( 5 ) . ابو غانم خراسانى « المدونه » دوم ، ص 276 ، ابن سلام اباضى بدء الاسلام به كوششW . Schwartzو شيخ سالم پسر يعقوب ص 115 .
( 6 ) . نگ ابو غانم « المدونه » يكم ص 205 « قال حاتم بن منصور و غيره من فقها خراسان » دوم ص 231 از -