شهر اخير مفصّل سخن مىكند ، كه به گفتهء تشنر در ميان روايتهاى اسلامى ديگر دربارهء شهر مذكور جايى تواند داشت . 119 از آنچه كه گفتيم معلوم مىشود كه ، حتّى در مقايسه با نمونههاى مرسوم نوشتههاى عربى در رشتهء فرهنگنامهها ، كتاب زبيدى اگر بدقت مطالعه شود در خور ملاحظه است .
فرهنگنامه مانند مؤلّف خوش اقبال بود : مؤلّف بابت نسخهء اوّل آن يكصد هزار درم گرفت 120 و تقدير از او به عربان منحصر نماند ، بلكه لين عربشناس ( 1801 - 1876 ) از سفر اوّل قاهره با آن آشنا شد و بعد نسخهء خوبى از تاج العروس به دست آورد كه در تأليف فرهنگ عربى - انگليسى بسيار معروف خود از آن استفادهء بسيار كرد . ولى شرح قاموس يكباره به عربى چاپ نشد . به سال 1869 - 1870 / 1286 - 1287 ه . كوشش نخستين صورت گرفت و روى جلد پنجم متوقّف ماند ، و بيست سال بعد ، به سال 1889 - 1890 / 1306 - 1307 ه . ، به كوشش ابراهيم مويلحى ( 1846 - 1906 / 1263 - 1324 ) ، اديب و مربى بزرگ ، چاپ كامل آن در ده جلد انتشار يافت . و همهء علاقهمندان مطالعات عربى به فضل و همّت مويلحى در كار اين چاپ ، كه بهترين دستيار ايشان است ، اعتراف دارند . ولى نقش فرهنگنامه از نظر ادبيات جغرافيايى چندان مهم نيست با اينكه خود زبيدى نمونهء زنده آن روزگار است ، زيرا هفت سال پيش از حملهء ناپلئون به مصر وفات يافت ، يعنى درست در لحظهاى كه تاريخ ادبيات نوين عربى آغاز مىشد .
كتاب از جهت ديگر نيز سودمند است ، زيرا انديشهاى از آثار جغرافيايى كه نزد يكى از دانشوران بزرگ آن روزگار در بزرگترين موسسهء علمى جهان اسلام ، معروف بوده به دست مىدهد ، و مطالب مورد علاقهء او را در قلمرو جغرافيا معلوم مىدارد . البتّه آن موقع جغرافيا به برنامههاى درسى راه نداشت . تنها نشان ارتباط دروس با جغرافيا بعضى مجموعههاى درسى حديث است كه مطالب آن طبق پارهاى قواعد جغرافيايى تقسيم شده است ؛ چون الاربعين البلدانية از احمد سلفى ( متوفّى حدود سال 1180 / 576 ه . ) 121 كه هر يك از چهل حديث آن با شهرى ارتباط دارد و انديشهاى از سفرهاى مؤلّف به دست مىدهد . 122 گاه و بىگاه از تدريس اين مجموعه در الازهر در قرن هجدهم سخن مىرفت ، امّا مسلّم است كه مدرسههاى قبطى مصر در آن روزگار توجّهى به جغرافيا نداشت . 123
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 606
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٦٠٦