هواى فتح قسطنطنيه داشت پيشنهاد وى را نپذيرفت و بسال 218 به پيكار روم برون شد اما مرگش رسيد و در طرسوس به خاك رفت .
بدوران معتصم روابط عباسيان و روميان از هميشه بدتر بود اما معتصم مردى دور - انديش بود و نخست همت خويش را صرف بابك خرمى كرد و امپراطور روم شرقى فرصت را غنيمت شمرد و به زبطره حمله برد و شهر را بسوخت و همه مسلمانان آنجا را باسيرى گرفت اين كار را به مدد بابك ميكرد كه نيروى عباسيان را از او منصرف كند . در اين پيكار تيوفيل يكصد هزار سپاه داشت زنان مسلمان را اسير كرد و مسلمانان را گوش و بينى بريد و نيروى سرحدى شام و جزيره بمقابله او شتافت .
ابن اثير گويد چون پادشاه روم بيامد و در ديار اسلام كرد آنچه كرد خبر به معتصم رسيد و سخت بهيجان آمد كه شنيد زنى هاشمىنژاد وقتى كه روميانش به اسيرى مى بردند بانگ زده بود اى معتصم بفرياد برس و او بر تخت خويش بانگ زد آمدم و در دم به پا - خاست و فرمان حاضر باش داد و بر اسب نشست . در اين هنگام معتصم از فتنه بابك آسوده بود و بىتأمل با سپاهى فراوان تا آنقره راند و امپراطور روم شرقى را هزيمت كرد و شهر را بگرفت و مصمم شد عموريه را كه زادگاه تئوفيل بود به ويرانى دهد از اينرو بر كنار دجله اردوگاه كرد در اين سفر نخبه سرداران وى چون افشين و اشناس و بغاى بزرگ و عجيف بن عنبسه و محمد بن ابراهيم همراه بودند بگفته بعضى مورخان سپاه معتصم پانصد هزار بود و بعضى ديگر دويست هزار گفتهاند . معتصم با سپاه تا عموريه رفت و شهر را محاصره كرد و مردم بكشت چندان كه گويند سى هزار كس در اين غائله كشته شد ، غارت و ويرانى بسيار كرد و چهار روز تمام شهر را بسوختن داد و بزرگان شهر جان خويش را بمال بسيار بخريدند و چون معتصم از اين فيروزى بزرگ ببغداد بازگشت استقبالى بزرگ از او كردند و ابو تمام طائى شاعر معروف قصيده بزرگ خويش را در ستايش وى گفت كه معروفترين قصايد عرب بدوران اسلام است و چنين
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٢١٨