تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
فرانسه ادامه دهد و به طرف شرق پيش رود تا بقسطنطنيه رسد كه عربها از فتح آن عاجز مانده بودند و درياى سفيد را در حوزه نفوذ عرب درآورد . وقتى وليد از قصد وى خبر يافت فرمان داد كه از پيشروى چشم بپوشد و موسى و طارق را بنزد خويش خواند ، زيرا نمىخواست كه مسلمانان را در خطر بيندازد ، بعلاوه بيم داشت كه اگر موسى فتوحات خود را به پايان برد نفوذش فزونى گيرد و هوس استقلال كند موسى بفرمان خليفه بسوى دمشق حركت كرد اما پيش از وصول وى وليد بيمار شد ، بيمارىاى كه از آن درگذشت . سليمان بن - عبد الملك كه وليعهد بود از موسى خواست راه دمشق را آهسته‌تر بسپرد تا پيش از رسيدن وى وليد مرده باشد زيرا ميخواست غنيمت‌ها و هديه‌ها كه همراه موسى بود نصيب وى شود اما موسى اين دستور را نپذيرفت و سليمان كينهء او را در دل گرفت و وقتى بخلافت رسيد او را بمعرض بازخواست برد .

فرماندارى عبد العزيز بن موسى در اندلس

وقتى موسى ميخواست بسوى دمشق حركت كند پسر خويش عبد العزيز را بفرماندارى اندلس انتخاب كرد عبد العزيز امور حكومت را بنظام برد و انجمنى تشكيل داد تا احكام و قوانين متناسب با وضع مردم را تنظيم كنند . بزراعت و اصلاح راهها توجه كرد و مظالم گت‌ها را از ميان برد و مالياتهاى سنگين را تخفيف داد و طبقات مردم را بىرعايت دين و نژاد مساوات بخشيد و مردم را به دين و مال و جان امان داد و عربها را بآميزش و ازدواج با بوميان ترغيب كرد خود او نيز با بيوهء رودريك كه بر دين خويش بود ازدواج كرد . بواسطهء افراط عبد العزيز در جلب رضايت مسيحيان دشمنانش بنزد سليمان بن عبد - الملك از او بد گفتند و سليمان در صدد قتل او برآمد . بعلاوه خليفه بيم داشت كه اگر عبد العزيز زنده بماند بانتقام پدر خويش بر او بشورد . پس از قتل عبد العزيز ، سپاهيان آندلس سردار خويش ايوب بن حبيب را بفرماندارى اندلس برداشتند . وى قرطبه را جايگاه