تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
مقيم بودند كه طارق در انجام مراسم دينشان آزادشان گذاشت . وقتى موسى بن نصير از فيروزى طارق خبر يافت غيرتش تحريك شد و خواست افتخار فتح اندلس نصيب وى شود و از غنائم آن سهمى ببرد ، سپاهى فراوان براى تكميل فتح اندلس فراهم آورد و نامه‌اى بطارق نوشت كه هر كجا هست بماند تا وى برسد . اما طارق پس از مشورت با سران سپاه از اطاعت وى سر پيچيد زيرا وقفه جنگ مسلمانان را بخطر مىانداخت و به گتها فرصت مىداد كه دست و پاى خود را جمع كنند از اينرو فتوحات خود را ادامه داد تا به طليطله رسيد . موسى بن نصير با سپاه خود بسال 93 هجرى به اسپانيا رفت و اشبيليه را كه مردمش شوريده بودند پس از يك ماه محاصره بگشود و از آنجا بسوى ماردا « 1 » رفت و آن جا را بگشود و همچنان پيش رفت تا بطارق رسيد و او را بسبب نافرمانى سرزنش كرد و اموال و نفايسى را كه بغنيمت برده بود از او مطالبه كرد و بزندانش انداخت . طارق از زندان نامه‌اى بوليد نوشت و از وضع خويش شكايت كرد . وليد نامه‌اى بموسى نوشت و فرمان داد كه طارق را رها كند و او را بكارش باز برد . پس از آن موسى و طارق بسوى شمال اندلس رفتند و سرزمين ارغونه « 2 » و قشتاله « 3 » و كاتالونى « 4 » را گشودند و بر سرقسطه « 5 » و بر شلونه « 6 » تسلط يافتند و به پيشروى ادامه دادند تا بجبال البرت رسيدند و فتح شبه جزيره اسپانيا بجز نواحى كوهستانى شمال غربى كه بزرگان گت بدان پناه برده بودند بپايان رسيد . مطامع موسى بحدود جبال البرت محصور نماند تصميم گرفت فتوحات خود را در جنوب
هامش
( 1 ) -adireM( 2 ) -nogarA( 3 ) -elitsaC( 4 ) -engolataC( 5 ) -essagaraS( 6 ) -nolecraB