به خوردن و نوشيدن سرگرم شدند و از حفظ مواقع خود غفلت كردند . مسلمانان متوجه اين رخداد نشدند تا وقتى كه خالد بن وليد و همراهانش ريسمانهائى به شكل نردبان ترتيب دادند بوسيلهء آن از باروى شهر بالا رفتند و در را به روى مسلمانان گشودند . همان وقت مردم دروازههاى ديگر پيشنهاد صلح كرده بودند و مسلمانان را بعنوان صلح به شهر راه داده بودند خالد از دروازهاى كه مقابل سپاه وى بود به حمله درآمد ولى مسلمانان از دروازههاى ديگر به صلح داخل شدند و در وسط شهر بهم رسيدند و ناحيهء خالد را نيز مشمول صلح قرار دادند .
مورخان در تاريخ فتح دمشق اختلاف دارند بعضىها گفتهاند كه در آخر سال 13 ه بود و بعضى ديگر تاريخ آن را اول محرم يا رجب اينسال ميدانند .
پس از فتح دمشق مسلمانان بسوى فحل حركت كردند چون فحل در منطقهء اردن بود شرحبيل فرماندهى سپاه را به عهده گرفت ، وقتى بدانجا رسيدند فرمانده سپاه فحل را كه ابى الاعور بود بسوى طبريه فرستادند تا آنجا را محاصره كند . مردم فحل آنجا را خالى كرده بودند و بسوى بيسان رفته بودند . مسلمانان و روميان در اطراف فحل جنگى سخت كردند ، روميان شكست خوردند و مسلمانان آنها را تا زمينهاى باتلاقى و پر گل تعقيب كردند كه غالبشان تلف شدند . شمار روميان هشتاد هزار بود كه اندكى از آنها جان بردند ، پس از اين جنگ ابو عبيده و خالد بسوى حمص رفتند و بر آن تسلط يافتند ، پس از آن حماه و قنسرين و لاذقيه و حلب را نيز بگشودند .
بيسان و طبريه
پس از آن شرحبيل و عمرو عاص بسوى بيسان رفتند و آنجا را در محاصره انداختند و مردمش را به تسليم وادار كردند . وقتى مردم طبريه از سر - نوشت مردم فحل و بيسان خبردار شدند با ابو الاعور صلح كردند و كار اردن به پايان رسيد و فتح آن سرزمين را بعمر خبر دادند .