در گمبرون ديگر خبرى دربارهء بلوچان شنيده نمىشد . اما نيازمنديهاى زندگانى بسيار گران شده بود نه همين مواد خوراكى بلكه بهاى جامههاى تابستانه و زمستانه نيز ششصد درصد افزايش يافته بود . اتلام گزارش داد كه : اگر انگليسيان به اندازهء من يا حتى كمتر از من اطلاعات در اختيار داشتند به خوبى مىتوان پنداشت كه به طور مؤثر مىكوشيدند كه ايرانيان را فريب دهند .
افغانان باز در گروههاى كوچك به سركردگى مير آخور پيشين انگليسيان حسن بيگ « 12 » خودشان را در روستاهاى پيرامون گمبرون آفتابى مىكردند .
در 17 اوت 1726 نمايندهء انگليس پنهانى به آبادى ايسين رفت و در آبادى كشار واقع در پنج ميلى گمبرون و دو ميلى ايسين به حسن بيگ خوشامد گفت و نيز براى او تجهيزاتى فرستاده در همين آبادى با دو تن از آدمهاى حسنبيگ گفتگو كرد .
اما اين افغانان نبودند كه مىخواستند در رأس خبرهاى سال آينده قرار داشته باشند بلكه سلطان محمد ميرزا يكى از مدعيان تاج و تخت صفوى ، نيز چنين قصدى داشت .
هامش
( 12 ) - نام اصلى مير آخور پيشين انگليسSigalبود كه به حسن بيگ تغيير يافته بود .