يافت . اين گرانى براى شركت هلند نيز بار گرانى بود . تنگدستى و نادارى در شهر چنان اوج گرفت كه مادران و پدران فرزندانشان را مىفروختند باشد كه زنده بمانند .
با توجه به اين اوضاع اتلام از بيگلربيگى گمبرون خواست كه با دادن پنجاه تا شصت سپاهى و بيست و پنج تا سى توپچى نمايندگى شركت هلند را تقويت كند چون خود 41 سپاهى و پانزده توپچى در اختيار داشت . وى همچنين از بيگلربيگى دارو و مهمات درخواست كرد .
اتلام گزارش داد كه در اين سال نمايندهء انگليس از خانه پاى بيرون ننهاد . اينان بازرگانى زيادى نداشتند چنان كه در خور ذكر نبود . انگليسيان چنان رفتار مىكردند كه گفتى پول بسيار دارند هر چند به سختى موجودى نقدينهء ايشان به صد محمودى مىرسيد . چند وقت پيش دو كشتى از بمبئى براى ايشان برنج ، شكر و پارچه آورد ، و يكى از اعضاى شورا با اين كشتى به گمبرون آمد .
آنها به جز نمايندگى فكسنى و چهل سپاهى دو رگه از اروپائيان و سياهان يعنى كودكانى كه از دو نژاد سفيد و سياه به دنيا آمده بودند يك كشتى آماده هم دم دست داشتند . ظاهرا اينان خود را در آبهاى انگليس مىپنداشتند اما چند روز پيش در جايگاهى نزديك جزيرهء لارك كه براى شستشو و تميز كردن كشتى جايگاهى زيباست ، نادرستى اين پندار ايشان محقق گشت . زيرا انگليسيان در اين جايگاه آمده سرگرم شستشو و نظافت كشتى بريتانيا « 9 » بودند كه بوميان آمدند و پرسيدند ، از كجا آمدهايد ؟
و انگليسيان پاسخ دادند : سگان به شما چه ربطى دارد ! عربان كه از اين پاسخ بر آشفته شدند خلقى را گرد كردند تا به اين آقايان انگليسى كه متحمل سه كشته ، سه زخمى وخيم و يك زخمى جزئى شدند نشان دهند كه تنها گاو سگ نيست كه داراى دندان است .
در ژوئيهء 1726 اتلام گزارش داد كه : مىگويند در حدود سيصد افغان به انگدلون « 10 »
هامش
( 9 ) -Britannia( 10 ) -Angidaloenنام روستاى ناشناختهاى در حوالى بندرعباس .