و مرداويج را رام كرد .
على بن بويه پس از بيرون شدن ياقوت و على بن خلف از ارجان ، آن را به ابراهيم بن كاسك سپرد .
ابو عبد الله بريدى كه به دبيرى ياقوت استوار مانده * بود ، هنگامى كه در بصره بود و در بستان « مؤما » مىخواست سوار طيار خود شده به واسط رود ، گزارش كشته شدن مرداويج را در حمام اصفهان ، دريافت كرد . همانگاه او ابو عبد الله بن جنى جرجرائى را ، براى جانشينى خود ، به اهواز فرستاده ، به وى دستور داد كه در بيرون اهواز ، بلكه در يك فرسنگى آنجا بمان ! و چون از بيرون رفتن گيلها و ديلميان مطمئن شدى ، پيادگان و سواران را ، در جاهاى حساس بگمار ، و سپس به شهر در آى [ 1 ] .
من نيز از واسط ، ابو الفتح بن ابو طاهر و ابو احمد جستانى را با يك هزار مرد براى نگهبانى شهر و خورههاى اهواز خواهم فرستاد .
سپس ابو على غلام « جوذاب » دبير بريدى از راه آب فرا رسيده ، ابن ابو طاهر در اهواز و ابو احمد جستانى در « عسكر مكرم » استوار شدند .
از آن سو نيز ، ابراهيم بن كاسك كه به اهواز خالى مانده چشم داشت ، از ارجان به رامهرمز آمد . پس على بن بويه در نامهاى به دو دستور ايست داد ، كه تا سپاه كمكى از فارس به او نرسيده از آنجا نرود .
پس ياقوت ، از راه « شوش » به « عسكر مكرم » رسيد ، چون گزارش آن به ابراهيم ابن كاسك رسيد ، از رامهرمز به ارجان بازگشت . ياقوت سپاهى از ديلم ، ترك ، خراسانى را همراه داشت و دلش به ايشان گرم بود و گمان مىكرد كه پايدارى خواهند كرد .
ابو عبد الله بريدى در « عسكر مكرم » به ياقوت رسيد و به دست دو تن صندوق دارش ، « ابن بلوى » و « ابن سريج » سيصد هزار دينار براى سپاه هزينه كرد و آن را به ارجان
هامش
[ ( 1 - ) ]M: مشكويه با اين بيان خود ، زبونى سپاه بغداد و ترس ايشان را از مردم به پا خاسته نشان مىدهد . مرداويج به تحريك بغداد در اصفهان كشته شده ( خ 5 : 478 ) و سردارانش اهواز را رها كردهاند ، باز هم مأموران بغداد از بازگشت به اهواز بيم دارند .