تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
دبير على بن بويه تا به آن روز مردى نصرانى * از مردم رى ، به نام ابو سعد اسرائيل بن موسا بود ، كه پس از مدتى او را به انگيزه‌اى كه در جايش گزارش خواهم داد [ 1 ] بكشت و بر جاى او ابو العباس احمد بن محمد قمى معروف به « حناط » را بگمارد . امير ابو الحسن على بن بويه ، پس از چيرگى بر فارس ، سفيرى به ميانجيگرى فرستاد كه فارس از سوى [ خليفه ] راضى به دو واگذار شود ، و پذيرفته شد كه در هر سال افزون بر هزينه‌هاى هميشگى و استثنائى كه مىپردازد ، هشت ميليون درم بفرستد . او براى وزير ابن مقله در يك نامه سوگندها به دوستى او و پسرش ابو الحسين و كمك به ايشان ياد كرد و بر چنين سخنان تكيه نمود . وزير ابو على [ بن مقله ] در تاريخ شوال [ 2 ] سال 322 ، همراه با فرستاده‌اى كه ابو عيسى يحيا بن ابراهيم مالكى دبير بود ، خلعتها با درفش براى او فرستاد ، و به او دستور داد كه تا خراج را نداده است خلعت و درفش را به او نسپارد . چون مالكى به شهر نزديك شد ، على بن بويه به پيشواز آمده تا پشت شهر او را همراهى كرده ، خواستار شد كه خلعت و درفش را به وى بسپارد ، مالكى گفت : او دستور دارد كه تا مبلغ معين شده را نپردازد ، آن را به دو بسپارد على بن بويه به وى درشتى نموده ، با فشار از او بگرفت و بپوشيد و در حالى كه آن درفش در پيشاپيش او افراشته شده بود به شيراز درآمد . مالكى مدتى در آنجا مانده مال را * مطالبه مىنمود ، ولى جز نويد امروز و فردا ، چيزى به دست نياورد ، تا بيمار شد و در شيراز درگذشت و جنازه‌اش را در سال 323 به بغداد بردند . هنگامى كه ابو سعد نصرانى وزيرى على بن بويه را داشت ، در گنجينه‌ها و سپرده‌ها بر او باز شد . ابو الفضل عباس بن فسا نجس [ 3 ] ، ابن مرداس و ابو طالب زيد بن على و جز ايشان از سروران شهر ، باقيماندهء خراج سال را به چهار ميليون درم رسانيدند .
هامش
[ ( 1 - ) ] ن . ك : خ 5 : 470 . كه شايد مانوى بود و مانند همهء هم‌كيشانش زير پردهء اهل كتاب زندگى مىكرد . [ ( 2 - ) ]M: بر كنارى قاهر سنى و خليفگى راضى نيمه گنوسيست به دست گنوسيستها در 6 ج 1 322 بود ( خ 5 : 453 ) . [ ( 3 - ) ]M: عباس پدر على خازن و محمد فسانجس وزيران آينده ، در بصره 342 ه درگذشت و به كوفه خاك شد ( خ 6 : 196 ) .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 399 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى