حسين بن قاسم از « دار السلطان » رفت و پنهان شد . مدت وزيرى ابو على بن مقله دو سال و چهار ماه بود .
آنچه پس از بركنارى ابو على بن مقله و گماردن سليمان بن حسن در كار وزارتخانه رخ داد :
روز چهارشنبه چهارده شب از جمادى يكم مانده [ 1 ] ، سليمان بن حسن به « دار السلطان » خوانده شد ولى آن روز به پيشگاه مقتدر بار نيافته بازگشت ، فردا روز پنجشنبه ، دوباره آمده بار يافت ، مقتدر به او خلعت داد و به على بن عيسى دستور داد بر همه كارگزاريها و ديوانها سركشى كند و به سليمان كمك رساند ، پس او هميشه هنگام بار يافتن سليمان همراه وى مىبود ، سليمان بىآگاهى على بن عيسى هيچكس را ، نه به كار مىگمارد ، و نه بر كنار مىكرد .
* در اين سال بريديان [ 2 ] دستگير شده مصادره شدند .
گزارش آن :
ابو فرج بن ابو هشام [ 3 ] آورده است كه : پدرم دبير احمد بن نصر قشورى [ 4 ] بود ، احمد كه كارگزار معونتها در اهواز بود ، چشم داشت كه به جاى پدرش [ 5 ] به پردهدارى گمارده شود . روزى كه ما پيش او به كار مىپرداختيم يك يادداشت دستنوشت مقتدر
هامش
[ ( 1 - ) ]M: براى اين گونه تاريخ نهادن ، ن . ك : خ 5 : 169 پانوشت .
[ ( 2 - ) ]M: براى نسبت « بريدى » يا « يزيدى » ن . ك خ 6 : 44
[ ( 3 - ) ]M: اين مرد كه مشكويه سخنان او را از كتاب تاريخ ثابت بن سنان نقل مىكند .
( خ 6 : 125 ) از منابع و چشمههاى تاريخى مشكويه در نگارش اين كتاب است . او گاهى خود شاهد حادثه بود ، مانند اينجا و خ 5 : 265 و 404 ، 503 و گاه از « ابن مطوق » و « همانى واسطى » ( خ 5 : 197 ) و گاهى از ابو مخلد عبد الله بن يحيا ( خ 5 : 273 ) و گاهى از ابو زكرياى سوسى يحيا بن سعيد نقل مىكند . گاهى نيز نام او به غلط ابو الحسن بن ابو هشام ( خ 5 : 200 ) و گاهى ابو الفرج بن هشام ( خ 5 : 197 ) ديده مىشود .
[ ( 4 - ) ]M: قشورى - ص 346 ، پانوشت 3 .
[ ( 5 - ) ]M: نصر پردهدار در سال 316 در گذشت ( خ 5 : 304 ) .