و ابن سلاسل سپرد [ 1 ] .
ابو الفرج بن ابو هشام [ 2 ] حكايت كرده گويد : چون گزارش بر گماردن اينان بر بخشهاى اهواز به ابو عبد الله بريدى رسيد گفت : به اينان كارگزاريها را مىدهد ، و براى برادر من ابو يوسف به « سرق [ 3 ] » بسنده مىكند و براى من ديههاى * ويژه [ 4 ] را نامزد مىكند ، اى [ پسر ] ابو هشام اين نامه ( نامهء بر گمارده شدن او ) را بگير ! و بده به پسرت روى آن مشق خط بنويسد ! ! صداى بوق و كرناى مرا پس از چند روز خواهى شنيد ! ابو عبد الله بريدى هنگامى كه گزارش سست بودن كابينهء على بن عيسى را شنيد ، برادرش ابو حسين را به پايتخت فرستاد تا اگر كابينه به كسى سازشكار واگذار شود ، كارگزارى اهواز را براى او بگيرد ، زيرا على بن عيسى بر كنار مىشود ولى سازش نمىپذيرد .
همين كه ابو على بن مقله به وزيرى گمارده شد ، ابو حسين [ بريدى ] به نزد ابو ايوب سمسار رفته ، بيست هزار دينار به دو عرضه كرد ، پس برادرش ابو عبد الله را به بخشهاى اهواز ، جز شوش ، و جنديشاپور ، و ابو حسين [ بريدى ] را به [ دفتر ديههاى ] فراتى و ابو يوسف [ بريدى ] را به [ دفتر ديههاى ] ويژه و پائين آن برگمارد . ولى او پول را نگاه داشت ، تا دستور صادر شود ، و چون صادر شد او پول را بپرداخت . ابو على ابن مقله ، دستور دستگيرى ابو سلاسل را نيز براى او نوشت ، پس ابو عبد الله [ بريدى ] خودش به شوشتر رفته ، او و كارمندانش را دستگير كرد و ده هزار دينار نيز ، كه [ ابو سلاسل ] در صندوقها و نزد گهبذ خود داشت ، بگرفت و با وى قرار گزارد ، براى پولى كه
هامش
[ ( 1 - ) ] در « وزراء : 346 » گويد : كارگزار على بن عيسى در بادوريا ، ابن ابو سلاسل بوده است .
و احمد بن يوسف بن على فارقى در « تاريخ ميافارقين » گويد : فرماندار مقتدر در ميافارقين ابن ابو سلاسل بوده است .
[ ( 2 - ) ]M: از مصادر كار مشكويه در اين تاريخنگارى است ، كه در خ 5 : 334 نيز ديده مىشود .
[ ( 3 - ) ]M: خورهاى در اهواز ( معجم البلدان ) و در سنجار آن را زرّق خوانند .
[ ( 4 - ) ]M. متن : ضمان الضياع الخاصة . . . كه گويا ديههاى خالصهء دربارى را خواسته باشد .