تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
احمد بن ابو بغل ، از دستگيرشدگان ، در زير شكنجه بازپرسى مىكرد . او از ابن فرات نيز بازپرسى كرد ولى * شكنجه را تنها به دبيران و كارمندان داد و به او زيان نرسانيد .

گزارش نقشهء ابن ابو بغل كه ضد او پياده شد

ابو الحسين بن ابو بغل در روزگار [ وزارت ] ابن فرات در اصفهان تبعيد بود . پس چون بغداد به آشوب كشيده شد ، برادرش [ ابو الحسن احمد ] به بازپرسى ابن فرات [ وزير بر كنار شده ] و يارانش گمارده شد . وى پس از ديدارى كه از ام موسى [ قهرمانه ] كرد ، برادر [ تبعيدى ] خود را نامزد وزارت كرده پولى هنگفت نيز پيشكش كرده مقتدر را به طمع آورد . پس داستان بر سر زبانها افتاد و او براى برادر نوشت كه هر چه زودتر به پايتخت بيايد . ابو بكر برادر ام موسى [ قهرمانه ] نيز در پى او فرستاده شد ، در راه آمدنش نيز برخى او را به وزيرى خطاب مىنمودند ، برخى سرداران نيز هنگام در آمدنش به بغداد از او پيشواز كردند . ابو على خاقانى [ وزير ] يكى از شبها سوار شده به دار السلطان رفته اجازه ديدار خواست . چون به نزد مقتدر رسيد ، از پيشآمدها ناليدن گرفت كه زمزمه‌ها هست ، مىگويند ابن ابى بغل را براى وزير شدن خواسته‌اند ! مقتدر به او دلدارى گفت و اجازه داد ابن ابى بغل و برادرش را از پايتخت دور كند . او ايشان را دستگير و تبعيد كرد . اين بار ام موسى قهرمانه ناخرسند شده گله كرد و خاقانى از ترس آنكه مبادا خرابكارى كند براى خشنودى او ابو الحسين * [ 1 ] را به كارگزارى خراج روستاهاى اصفهان و برادرش ابو الحسن را به كارگزارى صلح و مبارك گمارد [ 2 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ]M: داستان ديدار ابو حسين بن ابو بغل با صاحب الزمان ( ع ) در آغاز غيبت ، در « بحار الانوار جلد سيزدهم » به نقل از طبرى آمده است ( بحار الانوار چ سربى 51 : 304 و دلائل الامامهء طبرى ) چ نجف 1949 ص 304 . [ ( 2 - ) ] ن . ك : كتاب « الوزراء » : 272 - 268 / /M: صلح و مبارك دو شهرك نزديك بصره بوده در معجم البلدان ياد شده‌اند .