خداوند بديشان گفت : بميريد و آن گاه زندهشان كرد . [ 1 ] چه ، دوست مىداشتند كه مىمردند و از آزارى كه بديشان رسيده بود ، مىآسودند و آن طاعون يا مانند آن بود كه از ترس آن از ميهن خويش گريختند .
آنگاه ، الياس ، سپس اليسع ، سپس ايلاف بود . و به روزگار اينان ، كسانى از كنعانيان و ديگران برايشان پادشاهى مىكردند و ايشان را آزارها مىدادند و سخت مىرنجانيدند كه در گزارش كارشان سودى نباشد . تا آن كه شموئيل پيامبر ، از ميان ايشان برخاست و كار او با جالوت و طالوت همان بود كه خداوند از آن ياد كرده است . داود با جنگى كه با جالوت كرد به پادشاهى رسيد كه اين خبر را همه دانند و با معجزهء پيامبران همراه باشد .
آن گاه ، سليمان به پادشاهى رسيد ، كه گزارش كار و معجزههاى وى در نامهها آمده است .
[ 20 ]
[ كى كاوس و سياوش ]
آنگاه ، پس از كىكوات ، كىكاوس پور كىبنه [ 2 ] پور كىكوات پادشاه شد . وى بر دشمنان خويش سخت گرفت و از بزرگان كشور كه از كارشان خشنود نبود بسيار بكشت و در بلخ بماند . از پشت وى پسرى آمد كه در زيبايى و خوش اندامى به روزگار خود مانند نداشت . وى را نام سياوش [ 3 ] كرد و به رستم گرد پور دستان از فرزندان گرشاسپ كه اندكى پيش از وى ياد كرديم سپرد كه از سوى وى اسپهبد سگستان و بومهاى ديگر بود .
فرمود تا در پرورش او بكوشد . رستم ، سياوش را با خود به سگستان برد و براى او پرستاران و دايگان برگزيد . و چون بباليد آموزگارانى براى وى بياورد و او را بفرهيخت و سواركارى بياموخت چنان كه در سواركارى سرآمد شد و آنگاه كه مردى برومند بود به
هامش
[ ( 1 ) ] اشاره به اين آيه است :أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ ، حَذَرَ الْمَوْتِ ، فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ : مُوتُوا ، ثُمَّ أَحْياهُمْ . .( س 2 بقره : 243 ) .
[ ( 2 ) ] در متن : كيبنه . در طبرى : همين ، ولى بدون نقطه . در فارسنامه ( ويراستهء لسترنج - نيكلسن ص 40 ) : كيابنه .
به ضبط بسيارى مورخان [ كى ] اپيوه . ( دهخدا : « كيكاوس » ) . به پارسى ميانه :KaiApiveh( فرهوشى : فرهنگ پهلوى ) . اصل آن ، برابر گزارشهاى كهن ايرانى : [ كى ] ائىپىونگهوAipivanghu. ( فرهنگ معين :
« كيكاوس » ) .
[ ( 3 ) ] در متن : سياوخش . به پهلوى :Siavaxs. ( فرهوشى ، فرهنگ پهلوى ) .