كيان و هم روزگاران ايشان
[ كى كوات ]
پس از زاب ، پسرش كى كوات [ 1 ] به پادشاهى رسيد . وى به راه پدر رفت . خورهها را سامان داد و مرز نهاد ، و مردم را به آباد كردن واداشت ، و براى روزى سپاهيان از فراورده برزگران ده يك گرفت . به آبادانى دلبسته بود و كشور خويش را از بدخواهان نگاه مىداشت . شاهان كيانى از پشت او بودهاند . ميان او و توران جنگهاى بسيار رفت . وى در مرز ايران و توران ماندگار شد و توران را از دست يازيدن به مرزهاى ايران بازداشت .
اين همه دشمنىها و جنگها از راى نادرست آن كس بود كه كشور را ميان فرزندان خويش بهر كرد و از كار آن برادران كه بر برادر خويش بشوريدند و اين مايهء خشم و كين دير پاى گرديد .
[ سرپرستان فرزندان اسرائيل پس از يوشع ]
سرپرستى فرزندان اسرائيل ، پس از يوشع ، به كالب پور توقيل ، آن گاه به حزقيل كه به دو پيرزاد [ ابن العجوز ] گويند رسيد . اين دو را خبرهايى است كه همگان بر آن آگاه باشند و چون از معجزههاست و از آن پندى نتوان گرفت از آن ياد نكنيم . حزقيل يار مردمى بود كه شمارهشان هزاران بود و از ترس مرگ ، از زاد بومشان بيرون شدند و
هامش
[ ( 1 ) ] در متن : كيقباذ . كه به زبان اوستايىKaviKavata، به پهلوى :KaiKavadh( معين ، حواشى برهان ) ياKai - Kavat( فرهوشى ، فرهنگ پهلوى ) .