نتواند داد . سپس به سوى سرزمين عبد القيس بپيچيد و مردم آن را ، جز آنان كه به ريگزارها گريخته بودند ، نابود كرد . آن گاه به يمامه [ 1 ] بتاخت و باز بكشت و در راه ، به هر چشمه رسيد كور كرد و هر چاهى ديد بينباشت . سرانجام به شهر رسيد و از تازيان هر كه ديد بكشت يا دربند كرد . سپس به سرزمينهاى بكر و تغلب و سرزمينهاى ميانهء پارس و ديدگاههاى روم در شام ، [ 2 ] تاخت آورد و از تازيان بكشت و برده گرفت و چاهها بينباشت .
آنگاه ، گروهى از تغلبيان را كه در بحرين بودند ، در دارين ، [ 3 ] و خط ، بنشانيد ، و آنان را كه از عبد القيس و تميم بودند ، در هجر ، و آنان را كه از بكر وايل بودند و بكر ايادشان مىخواندند ، در كرمان ، و حنظليان را در رميله از سرزمين اهواز جاى داد ، و در سواد شهر بزرگ شاپور را بساخت . چنان كه شهرهاى انبار [ 4 ] و شوش ، و كرخ [ 5 ] را بنياد نهاد .
به سرزمين روم لشكر كشيد و انبوهى از ايشان را برده كرد ، [ 74 ] و در خراسان نيشابور را بساخت . آن گاه با كنستانتين [ 6 ] پادشاه روم كه كنستانتينيا [ 7 ] را همو ساخت ، آشتى كرد . كنستانتين نخستين شاه روم بود كه به آيين ترسايى درآمد .
نيرنگى از كنستانتين
كنستانتين پادشاه روم كهنسال و بدخوى و پيس شده بود . روميان بر آن شدند تا او را براندازند . آشكارا با وى گفتند :
- « از پادشاهى كنارهگير . تو را خواسته چندان است كه هرگز بىنوا نشوى و در همين شادخوارى بمانى .
از نيكخواهان خويش راى خواست . به دو گفتند :
هامش
[ ( 1 ) ] يمامه : پهنهاى بود بزرگ با آباديها و دژها و نخلستانها كه آن را جوّ مىناميدهاند . ( مراصد الاطلاع ) .
[ ( 2 ) ] در متن ، مناظر الروم بأرض الشام : بلنديهاى كوه يا تپه را گويند كه در آن ديدبان نهند تا دشمن را بپايد و در شام چند جاى چنين بود ( مراصد الاطلاع ) .
[ ( 3 ) ] دارين : بندرى بود در بحرين كه از هند مشك به آن جا مىآوردند . ( مراصد الاطلاع ) .
[ ( 4 ) ] انبار : شهرى است در باختر فرات كه ايرانيان آن را پيروز شاپور مىخواندند . نخستين سازنده آن شاپور ذو الأكتاف بود . ( مراصد الاطلاع ) . در طبرى ( 2 : 839 ) : انبار همان بزرگ شاپور است .
[ ( 5 ) ] كرخ : نام چندين جاى است . ( دهخدا ) جايى كه شاپور ساخت كرخ بغداد است . ( برهان قاطع ) .
[ ( 6 ) ] كنستانتين (Constantinus) : برابر قسطنطين در متن .
[ ( 7 ) ] قسطنطينيه : (Constantinople) استنبول .