روزگار شاپور سى سال بود و نكو بگذشت . مانى زنديك [ 1 ] به روزگار او پديد آمده بود .
[ پادشاهى هرمز پور شاپور و پنج شاه ديگر ]
سپس ، روزگار پسرش هرمز نيز سپرى شد . او را دلاور و بىباك مىخواندند و سخت تنومند و دلير بود . دربارهء او داستانهايى بس شگفت گفتهاند . رامهرمز را همو بساخت و پادشاهى وى يك سال بود .
سپس روزگار پسرش بهرام پور هرمز به همينسان بگذشت . وى مانى را بكشت و پوست از تنش بكند .
سپس ، روزگار پسرش بهرام پور بهرام ، سپس ، روزگار بهرام پور بهرام پور بهرام ، سپس ، روزگار نرسى برادر بهرام سوم .
سپس ، روزگار هرمز پور نرسى ، به سر آمد . وى درشت خوى بود ، جز اين كه با مردم مهربان بود و از همه دادگرتر بود و به آبادانى و كمك كردن به مردم ناتوان دلبسته بود . به هنگام مرگ ، يكى از زنان او باردار بود . از اين روى ، پارهاى گويند پادشاهى را به نام آن فرزند كه در شكم مادر بود كرد و پارهاى گويند چون مرگ هرمز بر مردم سخت آمد از زنان او بپرسيدند و چون بدانستند كه يكىشان آبستن است ، تاج را به نام او كردند كه هنوز در شكم مادر بود . [ 72 ] آنگاه شاپور ذو الأكتاف [ هوبه سنبا ] بزاد .
[ شاپور هوبه سنبا ] [ 2 ]
وى شاپور پور هرمز پور نرسى پور بهرام پور بهرام پور هرمز پور شاپور ، پور اردشير است . مردم از شهرهاى كشور ، نامهها به وى نوشتند و او پيكها به پيرامون فرستاد .
وزيران و دبيران و كارگزاران را بر همان كارها گمارد كه در پادشاهى پدر وى بر آنها بودهاند . از رويدادهاى روزگار او يكى آن بود كه چون همگان از كار او آگاه شدند و
هامش
[ ( 1 ) ] برابر زنديق در متن . زنديق ، تازى شدهء زنديك به پارسى ميانه است . زنديك را مخالف زند ( فارسنامه ص 62 ) ، پيروزند ، و بى دين معنى كردهاند . ( دهخدا : زنديق ، زنديك ) .
[ ( 2 ) ] هوبه سنبا ، در برابر ذو الأكتاف . ابو ريحان هر دو را آورده است ( الآثار الباقية ، زاخا و : 121 ، نيز حمزه به نقل دهخدا در ماده « ذو الأكتاف » ) . هوبه سنبا يعنى : سنبنده ( سوراخ كنندهء ) دوش يا شانه .