تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
است در عدل الهى وفاى بعهد واجب است و از اين قبيل است كه كسى را صريحا دعوت بتوبه كرده باشند و دعوت هم دليل قبول است . دليل معتزله بر اينكه قبول توبه واجب است آن است كه خداوند تعالى بنده گناهكار را مأمور فرمود بعبادت و ترك معاصى و اين دو موجب ثواب است و اگر توبه او را نپذيرد موجب عقاب است و ممكن نيست جمع ميان ثواب و عقاب پس ناچار بايد توبه را قبول كند تا عقاب رفع شود و مكلف در باقى عمر ثوابكار گردد . جواب آن است كه اين سخن تخصيص بتائب ندارد بلكه گناهكارى كه توبه نكند و پس از گناهى كه كرده است و توبه نكرده تا آخر عمر بعبادت پردازد مستحق ثواب است و هم مستحق عقاب و پيش از اين گفتيم استحقاق هر دو منافى يكديگر نيست . و نيز معتزله گفتند اگر كسى نافرمانى مولاى خود كند آنگاه پشيمان شود و پيش مولى تضرع نمايد و زارى كند و مولى بداند براستى از آن نافرمانى پشيمان شده و نخواهد مرتكب شد البته بايد از ذم و عقاب او خوددارى كند . جواب آن است كه هميشه چنين نيست و گاه تباهى و فساد چنان است كه عفو و قبول توبه و امثال آن مصلحت نيست مانند كسى كه فرزندان بىگناه كسى را كشته يا جماعتى بسيار بدون علت مشروع قتل عام كرده و امثال آن البته توبه او را نپذيرند مذمت ندارد . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يكى از اسراى جنگ بدر را هر چه زارى كرد نپذيرفت حتى عرضه داشت من للصبية فرمود النار . اما وعده قبول توبه بسيار است و بايد آن هم مانند وعده عفو و مغفرت قضيه مطلقه غير محصوره باشد كه منطقيان مهمله گويند يعنى معلوم نكردند همه يا بعض ، خداوند تعالى نيز لفظ عام فرمود كه قابل تخصيص و حمل بر غالب است مانند گناهكارى كه پس از دستگيرى توبه كند يا مرتد فطرى . بعيد نيست بعضى گناهكاران را مانند قاتلان ائمه معصومين و گمراه كنندگان مردم به راه باطل و مروجان احكام خلاف دين اسلام و زنده كنندگان سنت جاهليت كه راه براى ارشاد ندارند توبه‌شان هرگز قبول نشود .