و بزرگى به نسبت است ( كتاب ايمان و كفر صفحه 168 )
مؤلف فرموده عذاب مرتكبان كبيره هميشه نخواهد بود چون مؤمنند و مؤمن را ثواب بايد داد لا محاله و جمع ميان ثواب و عقاب در يك زمان ممكن نيست و اگر اول ثواب دهند پس از آن عقاب نيز قبيح است زيرا كه ثواب به ياد عذاب منغص مىشود ناچار بايد اول عذاب بيند پس از آن ببهشت رود و نيز عقاب دائم بر معصيت موجب آن است كه اگر كسى هفتاد سال عمر خويش طاعت كرده و آخر عمر يك معصيت كند هميشه در عذاب بماند مانند مشركان .
و اگر در بعضى روايات يا آيات دلالت بر آن است كه فاسق مخلد در دوزخ است تأويل بايد كرد و از خلود مدت طولانى بايد خواست .
و السّمعيّات متأوّلة و دوام العقاب مختصّ بالكافر .
شرح آن از عبارت پيش معلوم شد و از جمله آيات اين است
وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها
[ عفو و شفاعت ]
و العفو واقع لأنّه حقّه تعالى فجاز إسقاطه و لا ضرر في تركه مع ضرر النّازل به فحسن إسقاطه و لأنّه إحسان .
مسأله نهم . ممكن است خداى تعالى بعضى گناهكاران را عفو كند چون حق عذاب كردن و عفو كردن او راست و بس و از ترك عذاب ضرر نمىبيند و نيز احسان محض است و اگر گوئى عفو خوب است پس همه را عفو كند زيرا كه ترك فعل حسن بر خداى روا نيست جواب گوئيم مقصود عفو است فى الجمله بطور قضيه مهمله و گرنه اگر همه را عفو كند هيچكس عبادت نمىكند و از ظلم و جور بازنمىايستد چنان كه گذشت و عقاب خود لطفى است كه مردم را بسعادت ميكشايد و اشقيا را كمتر مىكند و بر سعدا مىافزايد و لطف بر خدا واجب است و البته تبعيض در عفو هم جائز نيست بلكه