و اگر گروهى از عباد و عرفا و بزرگان صوفيه گفته باشند ما هنوز شكر يكى از هزار نعمتها را ادا نكردهايم تأدب است و تواضع با خداى تعالى و اگر كريمى به زير دستان نعمت بخشيد و در مقابل از آنها خدمت خواست او را به پستى و لئامت منسوب دارند و تقبيح كنند .
بارى هر يك از احكام الهى كه مكلف بجا آورد خود ثواب جداگانه دارد و نميتوان نعمتهاى پيشين را ثواب عبادتهاى متأخر دانست اما در همه احكام شرط كردند به قصد قربت باشد و بىقصد قربت ثواب نيست .
و اكنون مؤلف ثابت كرد كه هر فعل با مشقت موجب ثواب است و اعمال فقهى و مراعات شرائط آن همه مشقت است اگر گوئى پس نتوان گفت فقه براى نظم دنيا است نه ثواب آخرت گوئيم كسى نگفته است . اعمال فقهى مشقت نيست و ثواب ندارد بلكه گويند بسيار احكام مانند معاملات و نكاح و سياسات براى ثواب جعل نشده و نيت قربت در آن شرط نيست و غير احكام آنها نيز براى صلاح دنيا بسيار است مثلا اطفال كفار را حكم كفار دادند نه براى آنكه بجهنم روند . بلكه براى آنكه پدر و مادر آنها را سرپرستى و نگهدارى كنند و هرگاه طفل را در دين از خود نداند تربيت و حفظ آن بر وى آسان نيست اما وقتى طفل مستقل شد و توانست خود بخويش برسد و مسلمان شود اسلام او پذيرفته است . اين حكم صرف مصلحت دنيوى است نه براى ثواب و عقاب . همچنين كسى كه بىوضو نماز بخواند سهوا بايد قضا كند و قضا مجازات دنيوى است براى مصلحت مكلف كه چون قضا كرد پس از اين در ياد وضو باشد و گرنه ثواب براى نماز اول نيز هست و اينكه گويند فقه براى نظم دنيا است مقصود اين است كه هميشه واجب نيست به قصد قربت باشد اما اصول عقايد و تهذيب نفس و تصفيه اخلاق جز به قصد قربت تصور نميشود .
و لقضاء العقل به مع الجهل .
شكر نعمت واجب عقلى است و سخن ما در واجبات شرعى است . بسا مردم كه تكاليف و احكام شرع را ندانند يا پيش از شرع از دنيا رفته باشند و شكر نعمت بر آنها
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 574
مساهمون: العلامة الحلي
ص٥٧٤