از نهر نگذشتند آن حضرت روى به من كرد و فرمود اى برادر ازدى مطلب بر تو روشن شد و در اين خبر غيب ديگرى است از راز دل آن مرد .
و نيز آن حضرت خبر داد باينكه در ماه رمضان شهيد مىشود و هم خبر داد به آمدن حجاج چنان كه در نهج البلاغه كه از او بغلام ثقيف ذيال ميال يعنى متكبر ظالم تعبير فرمود و فرمود :
إيه يا ابا وذحة يعنى شتاب كن اى صاحب جعل و جعل حيوانى است كه حجاج بن يوسف را كشت چون بر سجاده او پيدا شد حجاج او را بانگشت دور كرده و جعل بانگشت او چسبيده و بگزيد و زهرناك شد چنان كه دست او آماس كرد و اطبا از علاج آن عاجز شدند و حجاج مرد حضرت امير المؤمنين به اين مناسبت از او به صاحب جعل تعبير فرمود چون اهل كوفه او را نافرمانى و آزار كردند آن حضرت فرمود پس از من چنين كس بر شما مستولى خواهد گشت . هر كس از عدل و نرمى بگريزد گرفتار ظلم مىشود و نيز خبر داد بقتل جويريه بن مسهر و قطع دست و پاى او و دار زدن بر تنه خرما و بدار آويختن ميثم تمار و ذبح قنبر غلام خود .
ديگر سخن از خالد بن عرفطه بميان آمد كه در وادى القرى از دنيا رفت فرمود از دنيا نرفته و نخواهد رفت تا سرهنگ سپاهى گمراه شود و پرچم سپاه بدست حبيب حماد باشد مردى برخاست و گفت حبيب حماد منم و از دوستانم امام فرمود بپرهيز از اين كار اما نميپرهيزى و از اين در ( اشاره بباب الفيل فرمود ) به مسجد درآئى اصحاب تواريخ گفتند چون عمر سعد آهنگ كوفه كرد . مقدمه سپاه را بخالدين عرفطه سپرده و رايت بدست حبيب و از باب الفيل به مسجد درآمد .
روزى بر منبر ميفرمود پيش از اينكه مرا نيابيد از من بپرسيد به خدا سوگند كه مرا نپرسيد از گروهى كه صد نفر را گمراه كنند يا صد تن را هدايت مگر رئيس و كارپرداز آنها را بشما خبر دهم تا روز قيامت ( ناعق خود خر است و سائق راننده آن و امير المؤمنين عليه السّلام از رئيس ضلالت به خود خر تعبير فرمود و از كارساز رئيس براننده خر )
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 549
مساهمون: العلامة الحلي
ص٥٤٩