ابو بكر رسيد او را بقصاص نكشت و بزنا حد نزد و هر چند عمر او را بقصاص ترغيب كرد گفت خالد شمشير خداست بر دشمنان كشيده آن را در غلاف نميكنم و مىپنداشت امرا مىتوانند احكام جعل كنند و همين دليل معصوم نبودن او است و اگر كسى خدمت در راه خدا كرده باشد چنان نيست كه از قصاص و حد عفوش كنند .
و دفن في بيت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قد نهى اللّه تعالى عن دخوله في حياته و بعث إلى بيت أمير المؤمنين لمّا أمتنع من البيعة فأضرم فيه النّار و فيه فاطمة سلام اللّه عليها و جماعة بني هاشم و ردّ عليه الحسنان لمّا بويع و ندم على كشف بيت فاطمة سلام اللّه عليها .
ابو بكر را در خانه رسول خدا دفن كردند كه در زمان حيات از دخول آن ممنوع بودند ، چنان كه اگر گوئى خانه از آن عايشه بود جواب آن است كه چرا آن را بيوت النبي صلّى اللّه عليه و آله گفتند و مردم را بىاذن رسول صلّى اللّه عليه و آله از آن منع كردند حتى با اذن عايشه و اگر گوئى ارث عايشه بود پيغمبر بقول پدرش ارث نميگذارد .
ديگر وقتى أمير المؤمنين عليه السّلام با ابو بكر بيعت نكرد به خانه او فرستاد و چون اصرار او را مشاهده كردند سخت گرفت و آتش در آن افكند با آنكه فاطمه و جماعت بنى هاشم در خانه بودند .
ديگر آنكه امام حسن و امام حسين عليهما السّلام وقتى ابو بكر را بر منبر رسول صلّى اللّه عليه و آله ديدند بانگ برآوردند كه اين كيست كه ناسزا جاى جد ما نشسته ، ابو بكر بگفته مروج الذهب پشيمان شد و حسرت مىخورد چرا با خانه فاطمه بىحرمتى كرد .
و شارح علامه فرموده است على عليه السّلام را با جماعتى بجبر بيرون كشيدند زبير كه با آنها بود شمشيرش را گرفتند و شكستند و ضربتى بفاطمه سلام اللّه عليها رسيد كه جنينى سقط كرد و نام او را محسن گذاشتند اما بجهان نماند و تفصيل در اين باب بسيار است و اهل سنت البته سوزاندن و سقط جنين را انكار ميكنند و بر فرض انكار آنان اصل
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 533
مساهمون: العلامة الحلي
ص٥٣٣