تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
با يكديگر تناقض داشته باشند اگر دليل عقلى با نقلى تعارض داشته باشند حكم همين است اما نقلى را بايد تأويل كرد نه عقلى را چون از چهار كار يكى بايد كرد يا هر دو را صحيح دانيم يا هر دو را باطل يا نقلى را صحيح دانيم و عقلى را باطل يا عقلى را صحيح دانيم و نقلى را تأويل كنيم از اين چهار دو احتمال اول غلط است و نيز نميتوانم نقلى را صحيح بدانيم و عقلى را باطل چون صحت قول رسول صلّى اللّه عليه و آله را بدليل عقلى ثابت كرده‌ايم و اگر بگوئيم احكام عقلى اعتبار ندارد و به آن اعتماد نبايد كرد نقل هم باطل مىشود چون عمل اصل نقل است و نقل فرع آن است و بباطل شدن عقل نقل هم باطل مىشود پس بايد دليل عقلى را به حال خود گذاشت و نقل را تأويل كرد . انتهى . و معنى تأويل آن است كه كلام معصوم را طورى معنى كنيم كه مخالف عقل نباشد البته در اينجا مراد دليلى است كه با قطع نظر از تعارض يقين آورد يعنى علمى يقينى بىظن و تخمين و قرآن و روايت متواتر و قطعى نه روايات ظنى . و هو قياس و قسيماه . دليل سه قسم است قياس و استقراء و تمثيل و شرح آن در علم منطق است . فالقياس اقتراني و استثنائيّ . قياس دو قسم است اقترانى و استثنائى و مراد از استثنا بازگشت بكلامى است كه يك بار گفته‌اند و خواهند در آن تغييرى دهند يا قيدى كنند چنان كه در روايت استثنا بمعنى ان شاء اللّه گفتن پس از گفتار آمده است و در قياس آن است كه جمله بگويند آنگاه به آن جمله بازگردند چنان كه گويند : « اگر آفتاب برآمده باشد روز است » پس از اين جمله شرطيه بسوى آن بازگردند و گويند « لكن آفتاب بر نيامده پس روز نشده است » اين دليل را قياس استثنائى گويند و اقترانى آن است كه استثناء يعنى بازگشت ندارد . و نيز گفته‌اند در استثنائى نتيجه قياس يا نقيض نتيجه در آن مذكور است بالفعل و در اقترانى بالقوه و تفصيل آن را در علم منطق بايد ديد .