تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
و قوّتها على ما تعجز المقارنات عنه . دليل سيم است يعنى نفس بر چيزى قدرت دارد كه جسمانيات قدرت ندارند مانند غير متناهى چون نفوس اعداد غير متناهى را تعقل مىكند و اين دليل سابقا نگذشت و معنى غير متناهى كه نفس ميتواند تعقل كند غير متناهى بالقوه است و حاجت بادراك غير متناهى بالفعل نيست . همين اندازه كه ميدانيم كه نفوس ناطقه ميتواند غير متناهى را ادراك كند مانند عدد كافى است او را مجرد بدانيم زيرا كه اجسام قدرت آن را بالقوه هم ندارند و شرح اين دليل را بايد بكتاب ديگر حواله كرد . و لحصول عارضها بالنسبة إلى ما يعقل محلّا منقطعا . اين دليل چهارم است مطابق همان دليل چهارم ابن سينا و شرح آن گذشت و معنى عبارت كتاب اين است كه عقل محل خود را يعنى قلب يا دماغ را تعقل مىكند منقطعا يعنى گاه‌گاه . و لاستلزام استغناء العارض استغناء المعروض . دليل پنجم است بر تجرد نفس . معنى اين است كه چون صفتى از صفات نفس محتاج بماده نباشد خود نفس هم محتاج بماده نيست و آن صفت ادراك نفس است ذات خود را چون خود را بىآلت درك مىكند و همچنين آلات ادراك خود را درك مىكند بىآلت و چون در ادراك حاجت به بدن ندارد در ذات خود نيز حاجت ندارد و مناسب است تفصيل اين دليل را نيز بكتب ديگر حواله دهيم چون عبارت كتاب معلوم است و ادله ديگر كه گذشت در اثبات اصل مقصود كافى است . بايد دانست كه ادراك مطلقا حسى باشد يا عقلى بآلت باشد يا بىآلت از سنخ نقش و صورت جسمانى بر اجسام نيست . نقش اشياء در چشم سبب ديدن است نه در هر قطعه بلورى اگر چه بزرگتر از چشم باشد و بلور هيچ نمىبيند و ادراك‌كننده به هرحال نفس