و خير دو نام دارد يكى آنكه خير است و ديگر آنكه شر نيست ، خير بودن ذاتى او است و شر نبودن عرضى است هرگاه در مقابل خير بگوئيم خير نيست ذاتى او را نفى كردهايم و اگر بگوئيم شر است صفت عرضى او را نفى كردهايم و سلب ذاتى شديدتر است .
و يقال للأوّل تناقض و يتحقّق في القضايا بشرائط ثمانية .
تقابل سلب و ايجاب را تناقض گويند و در قضايا هشت شرط دارد چنان كه در منطق بيان كردهاند و در شعرى جمع آمده -
در تناقض هشت وحدت شرط دان * وحدت موضوع و محمول و مكان
وحدت شرط و اضافه جزء و كل * قوه و فعل است در آخر زمان
1 - وحدت موضوع نباشد مثل آنكه گوئيم زيد عالم است و عمرو عالم نيست .
2 - وحدت محمول نباشد مثل آنكه گوئيم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله پدر امت است و پدر هيچيك از مردان نيست .
3 - وحدت مكان مثل آنكه گوئيم زيد برهنه است در حمام زيد برهنه نيست در مسجد .
4 - وحدت شرط مثل آنكه گوئيم عالم رستگار است ( اگر عمل كند ) رستگار نيست اگر عمل نكند .
5 - وحدت اضافه مثل آنكه گوئيم زيد عالم است بفروع دين عالم نيست باصول دين .
6 - وحدت جزء و كل مثل آنكه گوئيم زنگى سياه است ( بعضى از اندامش ) سياه نيست همه اندامش .
7 - وحدت قوه و فعل مثل آنكه گوئيم جسم قسمتپذير است الى غير النهايه ( بالقوه ) و قسمتپذير نيست الى غير النهايه ( بالفعل ) .
8 - وحدت زمان مثل آنكه گوئيم زيد موجود است الان و موجود نبود ديروز .