هر كس حكم حد داشت بر او اقامه مىكرد و هر كس نداشت ، آزاد مىشد .
2 . اقرب الموارد : جمع سجن سجون است و در حديث آمده : على را در كوفه ديدم كه به زندانها مىپرداخت ، يعنى به حال زندانيانى كه در زندان بودند مىپرداخت ؛ يعنى با آنان ملاقات مىكرد و از حالشان جويا مىشد . « 1 » البته مدركى براى اين نص پيدا نكرديم .
آراى فقيهان شيعه
1 . شيخ طوسى : وقتى قاضى بر مسند قضاوت نشست اوّلين چيزى كه به آن مىپردازد مسألهء زندانيان در زندان قاضى معزول است ؛ زيرا حبس ، شكنجه است . پس با اين كار آنان را نجات مىدهد ؛ زيرا گاهى ممكن است بىگناهى به زندان افتاده باشد . وقتى اولويت اين مسأله معلوم شد كارش را چنين شروع مىكند : فردى مورد اطمينان را به زندان مىفرستد و نام هر يك را در ورقهاى جداگانه و نام شاكى و موضوع دعوا را مىنويسد . وقتى تمام شد تا سه روز در شهر جار مىزنند فلان قاضى به كار زندانيان مىپردازد ، هر كس از هر زندانى خواهان حقّى است فلان روز حضور يابد و روز چهارم را وعده مىگذارد . در روز چهارم قاضى به مجلس قضاوت مىآيد و يكى از ورقها را بيرون مىآورد . منشى او صدا مىزند :
اين پروندهء فلان زندانى است شاكى او حاضر شود . وقتى آمد دنبال زندانى مىفرستد او را مىآورند . سپس پروندهء ديگر ، تا مقدارى كه مىتواند به آنان رسيدگى كند . وقتى همه جمع شدند ، اوّلين پرونده را بررسى مىكند . مىگويد : خصم او كجاست ؟ پس هر دو را پيش مىخواند از شاكى نمىپرسد ، چرا آن شخص را زندانى كرده است ؛ زيرا حتما براى حقّى از او شكايت كرده ، بلكه از زندانى مىپرسد : شاكى تو اين شخص است ؟ وقتى گفت :
آرى ، به او مىگويد : چرا باعث زندانى شدن تو شده است ؟ . « 2 »
2 . قاضى ابن برّاج : وقتى قاضى براى قضاوت نشست اوّلين كارى كه مىكند به پروندهء زندانيان مىرسد ؛ زيرا حبس ، شكنجه است ؛ پس با اين كار آنان را نجات مىدهد ؛ زيرا گاهى نيز ممكن است فردى بىگناه به زندان افتاده باشد . . . « 3 »
3 . على بن حمزه : به پروندهء زندانيان رسيدگى مىكند . اگر به جهت حقّى زندانى
هامش
( 1 ) . ص 497 .
( 2 ) . مبسوط ، ج 8 ، ص 91 .
( 3 ) . مهذّب ، ج 2 ، ص 595 .