مىآورد . اضافه بر آن قرينهاى وجود دارد كه اين معنا را نفى مىكند و آن قيد « زندانيان بدهكار » است ؛ در حالى كه بايد اين افراد در تنگنا قرار گيرند تا حقّ مردم را بپردازند ؛ مگر اينكه كلمهء « دين » به كسر خوانده شود تأمل كنيد .
در عين حال ، ما از قول به جواز مرخصى براى زندانيان ، در صورتى كه حاكم صلاح بداند و با هدف سختگيرى بر بعضى از زندانيان ، منافات نداشته باشد ، مضايقه نداريم .
كما اينكه از مسالك الافهام امكان خروج زندانيان براى حاجت و كار برمىآيد ؛ زيرا شهيد ثانى مىگويد : اگر از زندان يا خارج زندان ، وقتى براى حاجتى خارج شده باشد ، چيزى بدزدد . . . « 1 » از اين عبارت برمىآيد كه خروج از زندان براى نياز و حاجت مجاز است .
هامش
( 1 ) . ج 10 ، ص 285 .