ولى دومى براى صاحب حق به احتياط نزديكتر است و اشكالى هم ندارد . « 1 »
بنا به آن چه در مختلف الشيعة ذكر شده ، در كامل نيز با نظر شيخ در نهايه موافقت شده است . « 2 »
6 . ابن حمزه : اگر ادّعا كند كه شاهدهايش غايب هستند ، از مدّعى عليه تا زمان حضور شاهدها كفيل گرفته مىشود و اين مدت نبايد بيش از سه روز باشد . اگر از سه روز بيشتر باشد او را به معرفى كفيل الزام نمىكنند . پس اگر پيش از پايان مدت شاهدها را معرفى كرد ، به قضيّه رسيدگى مىشود و اگر نتواند در اين مدت شاهدها را حاضر نمايد ذمّهء كفيل برى مىشود . « 3 »
7 . ابن زهره : اگر بگويد : من شاهد دارم ، امر به احضار آن مىكند و اگر بگويد :
غايب است ، براى حاضر كردن شاهد مهلتى تعيين مىنمايد و بين او و طرف دعوا جدايى مىاندازد . او مىتواند مطالبهء كفيل كند تا در زمانى كه او شاهدها را حاضر مىكند كفيل نيز مدّعى عليه را حاضر كند و ذمّهاش از اين ضمانت برى شود و اگر نتوانست در پايان مدت تعيين شده شاهدها را حاضر كند ، ذمّهء كفيل برى خواهد شد . « 4 »
8 . محقق حلّى : اگر بگويد : شاهد غايب است ، به اندازهء حاضر كردن شاهد به او مهلت داده مىشود و در اينكه آيا مدّعى عليه بايد كفيل معرفى كند يا نه ، ترديد است و در صورت تعيين كفيل در پايان مدت تعيين شده از كفالت خارج مىشود . « 5 »
9 . همو : اگر مدّعى بگويد : شاهد دارد ، ولى غايب است ، حاكم او را بين صبر كردن و سوگند دادن بدهكار مخيّر مىكند ؛ او نه حقّ ملازمت و همراهى و نه حقّ مطالبهء كفيل را ندارد . « 6 »
10 . علّامه حلّى : اگر مدّعى بگويد : من شاهدى دارم كه غايب است ، حاكم او را بين صبر و سوگند دادن بدهكار مخيّر مىكند و او حقّ ملازمت و همراهى يا مطالبهء كفيل ندارد .
همين طور است اگر يك شاهد - حتى اگر عادل باشد - اقامه كند . گفته شده : مىتواند او را
هامش
( 1 ) . مهذّب ، ج 2 ، ص 586 .
( 2 ) . مختلف الشيعة ، ج 8 ، ص 376 ، مسألهء 4 .
( 3 ) . وسيله ، ص 212 .
( 4 ) . غنية النزوع ، ص 445 .
( 5 ) . مختصر النافع ، ص 181 .
( 6 ) . شرائع الاسلام ، ج 3 ، ص 85 .