زمانى معيّن به عهده گرفت و آن زمان معيّن فرارسيد و طلبكار مطالبه نمود ، در اين صورت كفيل حبس مىشود ، مگر آن كه در صورت معلوم بودن مكفول ، از طرف او بدهىاش را بپردازد و البته مىتواند براى دريافت آن به وى مراجعه كند و اگر مكفول مجهول باشد ، آنگونه كه راهى جز حاضر كردن وجه مورد نظر نباشد ، در اين صورت بايد آن را پرداخت كند ، مگر اينكه بميرد . در اين صورت چيزى بر عهدهء او نيست .
4 . روي إذا كفل الرجل بالرجل حبس إلى أن يأتي صاحبه ؛ « 1 »
روايت شده كه اگر كسى از ديگرى كفالت كند ، حبس مىشود تا رفيقش را حاضر نمايد .
5 . حدّثني زيد بن علي ، عن أبيه ، عن جده ، عن علي - رضي اللّه عنهم - : إنّ رجلا كفل لرجل بنفس رجل فحبسه حتى جاء به ؛ « 2 »
شخصى كفالت شخص ديگرى را به عهده گرفت ، حضرت على - عليه السلام - او را حبس كرد تا وى را حاضر نمود .
آثار
6 . حدّثنا أبو بكر ، قال : حدّثنا علي بن مسهر ، عن الشيباني ، قال : أخبرني حبيب الذي كان يقوم على رأس شريح إنّه حبس ابنه عبد اللّه في كفالة لرجل كفل له بنفسه ؛ « 3 »
حبيب ، پيشكار شريح ، براى من گفت : شريح فرزندش عبد اللّه را به جهت كفالتى كه در مورد شخصى كرده بود حبس كرد .
بيهقى نيز همين را روايت كرده و گفته است : از سليمان شيبانى روايت شده كه گفت :
از حبيب شنيدم ، همان حبيب بن سليم كه طرفين دعوا را به نزد شريح راهنمايى مىكرد ، مردى از يكى از فرزندان شريح به خود او شكايت كرد كه او از مرد بدهكار كفالت كرده است ، شريح او را حبس كرد . آنگاه كه شب فرا رسيد گفت : براى عبد اللّه زيرانداز و غذايى ببر . اسم فرزند شريح ، عبد اللّه بود . « 4 »
هامش
( 1 ) . فقه الرضا ، ج 34 ، باب 38 ؛ مستدرك الوسائل ( به نقل از : فقه الرضا ) ، ج 13 ، ص 438 ، ح 1 ؛ بحار الانوار ، ج 100 ، ص 177 ، ح 2 .
( 2 ) . مسند زيد ، ص 257 .
( 3 ) . مصنّف ابن ابى شيبه ، ج 6 ، ص 522 ، ح 1904 .
( 4 ) . سنن بيهقى ، ج 6 ، ص 77 ؛ نك : مبسوط ، ج 20 ، ص 88 .