طلبكار و يا وكيل او پيوسته با او همراه و ملازم باشند . « 1 »
7 . حبس كفيل
يكى ديگر از موارد عبارت است از : حبس كفيل تا آن زمان كه فرد مورد كفالت ( مكفول ) را بياورد . در اين مورد رواياتى وارد شده است و بعضى از آنها روايات صحيحه است .
فقيهان ما نيز بدين امر فتوا دادهاند ، مانند صدوق در مقنع ، شيخ طوسى در كتابهايش ، سلّار ، محقق حلّى ، يحيى بن سعيد ، شهيد اوّل و دوم و علّامه در تذكرة الفقهاء ، تحرير الاحكام و قواعد الاحكام . بلكه هر يك از كسانى كه به بررسى اين مسأله پرداختهاند به همين گونه نظر دادهاند و بسيارى از علماى عامّه نيز چنين رأيى دارند .
ولى بحث در اين است كه اگر محبوس باشد ، آيا بازهم تسليم او لازم است . فقيهان ما تفصيل قائل شدهاند بين اينكه مكفول در زندان حاكم شرعى محبوس باشد ، كه در اين صورت تسليم او واجب است و بين موردى كه در حبس فردى ظالم باشد كه در اين صورت تسليم او واجب نيست .
روايات
1 . محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد ، عن ابن فضّال ، عن عمّار ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال :
أتي أمير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - برجل تكفّل نفس رجل فحبسه ، فقال : اطلب صاحبك ؛ « 2 »
از امام صادق - عليه السلام - روايت شده كه فرمود : مردى را كه فرد ديگرى را كفالت كرده بود نزد امير المؤمنين - عليه السلام - آوردند . آن حضرت او را حبس كرد و فرمود :
رفيقت را طلب كن .
مجلسى - رحمه اللّه - مىگويد : اين روايت موثق و مانند صحيح است « 3 » . او در كتاب ديگر مىگويد : اين روايت موثق است . « 4 »
هامش
( 1 ) . فتاوى الكبرى ، ج 4 ، ص 478 .
( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 105 ، ح 6 ؛ نك : تهذيب الاحكام ، ج 6 ، ص 209 ، ح 4 ؛ وسائل الشيعة ، ج 13 ، ص 256 ، ح 1 .
( 3 ) . ملاذ الاخيار ، ج 9 ، ص 555 .
( 4 ) . مرآة العقول ، ج 19 ، ص 60 .