بنابر مشهور ضعيف است . « 1 »
4 . عن علي : إذا حبس القاضي رجلا في دين ، ثم تبيّن له إفلاسه و حاجته ، أخرجه حتى يستفيد مالا ؛ « 2 »
از حضرت على نقل شده است : اگر قاضى كسى را به جهت بدهى حبس كرد و سپس افلاس و ناتوانى او برايش آشكار شد ، او را از حبس بيرون مىآورد تا به دنبال كسب معاش برود .
5 . روي عن الحكم ، عن علي - رضي اللّه عنهم : إنّه أتي في امرأة باعت هي و ابنها خادما لزوجها ، فقدم الزوج و قد ولدت الجارية ، فقضى للزوج بالجارية و ولدها ، و حبس المرأة و ابنها ؛ يعني بدين المشتري ؛ « 3 »
حكم از على نقل كرده : در مورد زنى دعوايى مطرح شد كه او و پسرش ، كنيزى را كه متعلّق به همسرش بود فروختند ، پس آنگاه كه زوج برگشت ملاحظه كرد كنيزش پس از فروش اولادى هم به دنيا آورده است . آن حضرت حكم كرد كه كنيز و فرزندش از آن زوج باشند و زن و پسرش را هم به حبس فرستاد . البته اين حبس به جهت بدهيشان به مشترى بود .
6 . ابن وهب ، عن ابن لهيعة ، عن عبيد اللّه بن أبي جعفر : إنّ عمر بن عبد العزيز كان لا يسجن الحرّ في الدين ، يقول : يذهب فيسعى في دينه خير من أن يحبس و إنّما حقوقهم في مواضعها التي وضعوها فيها صادفت عدما او ملاء ؛ « 4 »
عمر بن عبد العزيز هيچگاه فرد آزادى را به جهت بدهى حبس نمىكرد و مىگفت : اگر برود و كار و تلاش كند تا بدهى خود را بپردازد بهتر از آن است كه زندانى شود . حقوق مردم در جاهايى است كه در آن موارد ، حقوق را وضع كردهاند ، حال مىخواهد مطابق باشد يا نباشد .
آراى فقيهان شيعه
1 . شيخ مفيد : اگر طلبكار به جهت امتناع از اداى بدهى خواستار حبس بدهكارى شود كه خود به دين خود اقرار كرده است ، قاضى او را حبس مىكند ، اگر پس از حبس او
هامش
( 1 ) . ملاذ الاخيار ، ج 10 ، ص 206 .
( 2 ) . مسند زيد ، ص 262 .
( 3 ) . جامع كافى ( به نقل از : حاشيهء مسند زيد ، ص 265 ) .
( 4 ) . مدونة الكبرى ، ج 5 ، ص 205 .