بينه ( دو شاهد ) شهادت داده است كه من به او گفتهام : اى زناده ! و اين قذف نيست ؛ چون من راست مىگويم پس قذف نيست و در نتيجه تكذيب خودم نيست ، تا اينكه مىفرمايد :
امّا اگر زن مدّعى شد كه مرد به او گفته است : اى زناده ! و مرد گفت : من نگفتهام و او زناده نيست . سپس بينه قائم شد كه چنين حرفى را زده است در اين صورت او خودش را تكذيب مىكند و حد بر او جارى مىشود ؛ چون بينه قائم شده است و او نمىتواند ملاعنه كند ؛ زيرا خود ، اقرار كرده است كه وى زانيه نيست پس حق ندارد با لعن بر خود ثابت كند كه وى زانيه است ، در حالى كه پيش از آن ، منكر شده بود . « 1 »
4 . محقق حلّى : اگر در اثناى لعان ، اعتراف كرد كه دروغ مىگويد يا از ملاعنه خوددارى كرد حد بر او جارى مىشود و احكام ديگر بر او جارى نمىشود . . . و اگر زن از لعان خوددارى كرد يا [ به زنا ] اقرار كرد سنگسار مىشود و حد بر مرد جارى نمىشود و فراش ( زوجيت ) از بين نمىرود و تحريم [ مؤبّد ] به وقوع نمىپيوندد . « 2 »
5 . سيّد ابو الحسن اصفهانى : . . . اگر مرد زن را قذف كرد ، سپس ملاعنه كرد و زن از لعان سرباززد ، مرد از حدّ قذف رهايى مىيابد و زن حدّ زنا مىخورد ؛ چون ملاعنهء مرد به منزلهء بينه در اثبات زناى زوجه است . « 3 »
آراى ديگر مذاهب
1 . شافعى : . . . اگر مرد به زنش نسبت زنا دهد و شهود هم به آن قذف شهادت دهند ، ولى خودش انكار كند در اين مورد ابو حنيفه مىگفت : اگر به امام اين خبر برسد وى را زندانى مىكند تا ملاعنه كند و به آن حكم مىكند . . . . « 4 »
گفت : ابو حنيفه گفته است : اگر زن از ملاعنه خوددارى كرد حبس مىشود تا ملاعنه كند . « 5 »
2 . ابن حزم : در مورد حكم به نكول ، قول « زفر » باقى ماند كه دو مصاحب او ، يعنى
هامش
( 1 ) . مبسوط ، ج 5 ، ص 193 .
( 2 ) . شرائع الاسلام ، ج 3 ، ص 100 ؛ نك : جواهر الكلام ، ج 34 ، ص 67 .
( 3 ) . وسيلة النجاه ، ص 392 ؛ نك : وسيلة النجاة ( با تعاليق آية اللّه گلپايگانى ) ، ج 3 ، ص 274 ؛ تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 325 .
( 4 ) . الام ، ج 7 ، ص 154 .
( 5 ) . همان ، ج 8 ، ص 212 ؛ بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 120 ؛ خلاف ، ج 5 ، ص 14 ، مسألهء 12 .