برسد كه تو به كار ستارهشناسى مىپردازى تا من زندهام تو را در زندان نگه مىدارم و تا من حاكم هستم از حقوق بيت المال محرومت مىكنم .
سپس در همان ساعتى كه منجّم ، نهى كرده بود حركت كرد و بر نهروانيان دست يافت و بر آنان پيروز گشت . آنگاه گفت : اگر ما در آن ساعتى كه منجّم گفته بود حركت مىكرديم مردم مىگفتند : در آن ساعتى كه منجّم گفت حركت كرد و در نتيجه موفق و پيروز شد . آگاه باشيد كه محمد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - منجّم نداشت پس از او براى ما هم نيست با اين كه خداوند سرزمين ايران و روم را بر ما گشود . اى مردم ! بر خدا توكل كنيد و به او دل ببنديد كه با وجود خدا نيازى به هيچ كس نيست .
معناى متنجّم
ابن منظور : منجّم و متنجّم كسى است كه به ستارگان مىنگرد و اوقات و گردش آنان را محاسبه مىكند . « 1 »
سيّد عبد اللّه جزائرى : منجّم كسى است كه معتقد به قديم بودن افلاك و نجوم است و عقيده به صاحب فلك و آفرينندهء آن ندارد و اينها دستهاى از ماديون هستند كه از ستارگان باران مىطلبند . . . « 2 »
نظر نگارنده : تنجيم مصدر باب تفعيل است و معناى لغوى آن شناخت منافع و سرنوشت مردم از روى حركات ستارگان و سير آنهاست . « 3 »
آراى فقيهان شيعه
1 . سيّد مرتضى : چگونه بر يك مسلمان بطلان احكام ستارهشناسى ، مخفى مىماند در حالى كه همهء مسلمانان گذشته و حال ، بر تخطئهء منجّمان و گواهى به فساد عقيده و بطلان گفتههاى ايشان اجماع دارند و از دين پيامبر فهميده مىشود كه لازم است ادّعاى منجّمان ، تكذيب شود و آنان سرزنش و محكوم شوند . چيزى كه در دين اسلام اين همه معروف است چگونه مسلمان و آنكه رو به قبله نماز مىخواند ، بر خلاف آن فتوا مىدهد . « 4 »
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 12 ، ص 57 ؛ نك : جوهرى ، صحاح اللغه ، ج 4 ، ص 181 ؛ مجمع البحرين ، ج 6 ، ص 173 .
( 2 ) . مكاسب المحرمه ، ج 2 ، ص 322 .
( 3 ) . نك : معيار اللغه ، ج 2 ، ص 552 .
( 4 ) . مكاسب المحرمه ( چاپ جديد ) ، ج 2 ، ص 304 .