بميرد و اعضاى او بريده نمىشود . « 1 »
18 . فاضل مقداد : . . . مشهور نزد فقيهان بريدن از ناحيهء مفصلى است كه كف را از مچ جدا مىكند ولى نزد اصحاب ما چهار انگشت از دست راست بريده مىشود و كف دست و انگشت شست باقى مىماند . اگر پس از قطع دست بار ديگر دزدى كرد و داراى شرايط قطع بود پاى چپش قطع مىشود و پاشنهاش باقى مىماند ؛ اگر بار سوم پس از قطع پا دزدى كرد ، در زندان مىماند تا بميرد و اگر در زندان دزدى كرد ، كشته مىشود . « 2 »
19 . شيخ بهائى : و امّا موارد حبس ابد ، كه براى چند دسته به عنوان حدّ است عبارتند از : . . . دستهء دوم : كسانى كه بار سوم پس از قطع يك دست و يك پا دزدى مىكنند . « 3 »
20 . شيخ حرّ عاملى : واجب است بريدن دست كسى كه يك چهارم دينار به بالا يا چيزى به اين قيمت را از داخل حرز بدزدد ؛ يعنى از دست راست او چهار انگشت بريده مىشود و كف دست باقى مىماند و اگر بار دوم دزدى كرد پاى چپش از برآمدگى قطع مىشود و پاشنهء پا باقى مىماند و واجب است پانسمان و معالجه شود و اگر بار سوم دزدى كرد به حبس ابد مىافتد و اگر باز دزدى كرد كشته مىشود . « 4 »
21 . علّامه مجلسى : . . . هر كس پس از قطع دست و پايش ، بار سوم دزدى كرد ، به حبس ابد مىافتد . « 5 »
22 . سيّد على طباطبائى : اگر تكرار كرد و بار سوم دزدى كرد به حبس ابد مىافتد و تنها در صورت فقر ، نفقهاش از بيت المال داده مىشود . « 6 »
23 . فاضل هندى : اگر باز دزدى كرد به حبس ابد مىافتد تا بميرد يا توبه كند و امام در او شايستگى و تصميم جدّى بر ترك دزدى ببيند و آزادى او را صلاح بداند و اگر چيزى ندارد كه مخارج خود را با آن بگذراند از بيت المال به او داده مىشود . « 7 »
24 . شيخ محمد حسن نجفى : در هر صورت اگر بار سوم دزدى كرد به حبس ابد مىافتد تا بميرد يا توبه كند و اگر چيزى ندارد نفقهاش از بيت المال داده مىشود و عضوى از
هامش
( 1 ) . روضة البهيّه ، ج 9 ، ص 285 .
( 2 ) . كنز العرفان ، ج 2 ، ص 350 .
( 3 ) . جامع عباسى ، ص 423 .
( 4 ) . بداية الهداية ، ج 2 ، ص 468 .
( 5 ) . حدود ، قصاص ، ديات ، ص 37 .
( 6 ) . رياض المسائل ، ج 16 ، ص 131 .
( 7 ) . كشف اللثام ، ج 2 ، ص 249 .